سی و ششمین شب تظاهرات ضد‌حکومتی مردم ایران همزمان با برگزاری تجمع بزرگ ایرانیان در برلین، شاهد تداوم اعتراضات در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، سنندج، مریوان، مهاباد، بوکان، تنکابن، اراک، مشهد، بندرعباس و دزفول بود.

معترضان شامگاه شنبه 30 مهر در مناطق مختلف تهران از جمله نارمک، تهرانپارس، نازی‌‌آباد، متروی شریعتی و در بازار چراغ برق پایتخت، تظاهرات کرده و علیه سران رژیم جمهوری اسلامی فریاد «مرگ بر دیکتاتور» شعار دادند.

جوانان منطقه کمربندی 25 سنندج با برافروختن آتش در خیابان‌ها و سر دادن شعارهایی علیه سران جمهوری اسلامی و عوامل نفوذی و ماشین سرکوب رژیم، خواستار سرنگونی نظام شدند.

مردم معترض مهاباد در استان آذربایجان غربی نیز شامگاه شنبه برخی خیابان‌ها و «میدان نبوت» این شهر را در رویارویی با ماموران امنیتی و نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی به تسخیر خود درآوردند.

در شهرستان بوکان از توابع آذربایجان غربی نیز شنبه 30 مهر معترضان با ایجاد راهبندان، ترافیک و بوق‌ زدن‌های ممتد به استبداد رژیم جمهوری اسلامی اعتراض کرده و خواستار سرنگونی علی خامنه‌ای شدند.

ماموران امنیتی و نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، شامگاه شنبه به‌سوی مردم معترض در شهر دزفول در استان خوزستان که با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» خیابان‌های این شهر را به تسخیر خود درآورده بودند حمله کرده و به‌طور مستقیم به سوی معترضان تیراندازی و گاز اشک‌آور شلیک کردند.

العربیه نوشت؛ ماموران امنیتی و نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی، شامگاه شنبه، با هدف ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از تشکیل هسته‌های اعتراضی به‌سوی مردم در شهر اراک در استان مرکزی تیراندازی کردند.

در شهر تنکابن در استان مازندران شامگاه شنبه جوانان معترض در واکنش به سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات توسط ماموران امنیتی رژیم، یک کانکس نیروی انتظامی را در میدان مرکزی این شهر تخریب کردند.

در مشهد نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی با حمله به تظاهرکنندگان و ضمن ضرب و شتم شهروندان معترض تعدادی از معترضان را بازداشت کردند.

نیروهای امنیتی رژیم همچنین به مردم معترض در بندر کنگ از توابع استان هرمزگان که در همبستگی با خیزش سراسری ایرانیان در خیابان‌ها تجمع و تظاهرات کرده بودند حمله‌ور شده و شماری از معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در شهر داراب استان فارس نیز جوانان معترض بنر حاوی تصاویر سران و نمادهای رژیم جمهوری اسلامی از جمله خمینی، خامنه‌ای، رئیسی و قاسم سلیمانی را به آتش کشیدند.

مقاله قبلیکشته شدن 10 کارشناس آموزش نظامی جمهوری اسلامی در خاک اوکراین
مقاله بعدیدرخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره پهپادهای جمهوری اسلامی در جنگ علیه اوکراین توسط سه قدرت اروپایی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.