لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه کارولینای جنوبی، می‌گوید گرچه حمله احتمالی روسیه به اوکراین امری نگران‌کننده است، اما امروز بزرگترین دغدغه جهان جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم است.

سه‌شنبه 15 فوریه، گراهام به اسرائیل سفر کرده است تا با نفتالی بنت نخست وزیر، یائیر لاپید وزیر خارجه، و بنی گانتز وزیر دفاع این کشور دیدار و درباره مساله اتمی جمهوری اسلامی رایزنی کند. او همچنین با مقامات سازمان امنیت و اطلاعات خارجی اسرائیل «موساد»، و بنیامین نتانیاهو، رهبر مخالفان دولت دیدار کرد.

گراهام در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی، تاکید کرد که گرچه حمله احتمالی روسیه به اوکراین و رفتارهای خصمانه چین در قبال تایوان مسائل مهمی هستند، اما مساله هسته‌ای جمهوری اسلامی از همه این‌ها مهمتر است.

به گفته او: «موضوعی که به اندازه کافی درباره آن صحبت نمی‌کنیم از این‌ها هم مهمتر است. و آن این است که جمهوری اسلامی بالاخره به بمب اتم دست پیدا کند. روسیه و اوکراین مهم هستند، اما اتمی شدن جمهوری اسلامی مساله‌ای سرنوشت‌ساز است.»

گراهام تاکید کرد: «جمهوری اسلامی حکومتی مذهبی با انگیزه‌های‌ ایدئولوژیک است و خواستار به زانو درآوردن جهان است. همانطور که نازی‌ها خواهان یک نژاد برتر بودند، رژیم جمهوری اسلامی هم خواهان یک دین برتر است. از این نمی‌شود به سادگی عبور کرد.»

العربیه به نقل از جروزالم پست نوشت، سناتور جمهوری‌خواه همچنین گفت شرایط توافق جدید با جمهوری اسلامی که در وین در حال مذاکره است و او از آن مطلع شده «بسیار نگران‌کننده است»، و تاکید کرد اگر قضایا به همین ترتیب پیش برود، طرح دولت بایدن آرای لازم برای تصویب در کنگره را کسب نخواهد کرد.

به گفته او، این بدین معناست که هرگونه توافقی در وین با جمهوری اسلامی صورت بگیرد، از آنجایی که در ایالات متحده به «قانون» تبدیل نمی‌شود، عمر آن کوتاه خواهد بود و نفر بعدی که در آمریکا به ریاست‌جمهوری برسد به آن پای‌بند نخواهد ماند.

گراهام در نهایت در جریان کنفرانس مطبوعاتی خود در اسرائیل تاکید کرد که اگر کار به جنگ بکشد، عموم مردم آمریکا از عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند.

به گفته وی: «وقتی صحبت از حکومت دینی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران به میان می‌آید، عموم مردم آمریکا واقعاً از اتمی شدن رژیم رادیکالی مانند رژیم آیت‌الله‌ها هراس دارند، و بنابراین متمایل به حمایت از اسرائیل در مقابله با این رژیم هستند، چرا که اتمی شدن جمهوری اسلامی واقعه‌ای سرنوشت‌ساز خواهد بود.»

مقاله قبلینخست وزیر اسرائیل: هرگونه توافق با جمهوری اسلامی یک اشتباه استراتژیک خواهد بود
مقاله بعدیکشف بزرگترین کهکشان تاریخ
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.