تحلیل‌گران اقتصادی سینما این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا نابودی کاخ سفید می‌تواند باعث افزایش فروش بلیط سینماها در تعطیلات آخر هفته آمریکای شمالی شود یا خیر؟!

به گزارش  فارس، اکشن ماجراجویانه و دلهره‌آور «سقوط کاخ سفید» از فردا در 3200 سالن سینما در آمریکا و کانادا به روی پرده می‌رود.

این فیلم که با هزینه تولید بالای 150 میلیون دلاری تهیه شده، نام رولند آمریخ فیلم‌ساز آلمانی تبار سینما را به عنوان کارگردان برخود دارد و چانینگ تاتوم و جیمی فوکس بازیگران اصلی آن هستند.

تاتوم در قصه «سقوط کاخ سفید» در نقش یک افسر پلیس جوان بازی می‌کند که همراه دختر کوچکش در یک تور تفریحی، مشغول بازدید از کاخ سفید است.

NE1YEHdoEALH54_1_2

همزمان با حضور این تور تفریحی در کاخ سفید،‌ حمله‌ای از سوی افراد ناشناس به محل زندگی و کار رئیس جمهور آمریکا صورت می‌گیرد و کاراکتر تاتوم وارد عمل می‌شود.

وی در کنار تلاش برای نجات جان دختر خود، به یاری رئیس‌جمهور سیاه‌پوست کشورش (با بازی جیمی فوکس) هم می‌آید تا با مهاجمان مقابله کنند.

رونالد آمریخ قبل از این هم در «روز استقلال» کاخ سفید را به دست موجودات بیگانه فضایی از بین برد و یک فروش 306 میلیون دلاری برای این اکشن علمی تخیلی رقم زد.

به نوشته سایت اینترنتی آی ام دی بی، اهل فن پیش‌بینی افتتاحیه‌ای 30 تا 50 میلیون دلاری برای «سقوط کاخ سفید» می‌کنند و عقیده دارند این فیلم، صدرنشین جدول هفتگی گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی خواهد شد.

این در حالی است که کمدی پلیسی جدید ساندرا بولاک به نام «هیت» هم از فردا روی پرده سینماهای آمریکا و کانادا می‌رود. او و ملیسا مک‌کارتی در این فیلم در نقش دو زن پلیس بازی می‌کنند که با وجود اختلافات زیادی که دارند مجبور می‌شوند در یک پرونده مهم با یکدیگر همکاری کنند.

«سقوط کاخ سفید» دومین فیلم سینمایی سال 2013 است که حمله به کاخ سفید و تلاش برای کشتن رئیس جمهور آمریکا، خط اصلی قصه آن است.

اواخر فصل بهار «اولیمپوس سقوط کرده است» به کارگردانی آنتون فوکوآ به روی پرده سینماها رفت که قصه مشابهی داشت و ژرارد باتلر نقش اصلی آن را بازی می‌کرد.

باتلر در این فیلم یک مأمور ناراضی اداره پلیس بود که ناخواسته وارد درگیری مربوط به مهاجمان به کاخ سفید می‌شود و به کمک رئیس‌جمهور (با بازی آرون اکهارت) می‌آید. این فیلم با هزینه تولید 70 میلیون دلاری خود، نتوانست به فروشی 100 میلیون دلاری در جدول گیشه نمایش دست پیدا کند و تماشاگران سینما استقبالی از ماجراجویی‌های باتلر در داخل کاخ سفید نکردند.

مقاله قبلی«این پایان کار است» با موفقیت مواجه شد..
مقاله بعدیاتاق بازرگانی تهران به حسن روحانی کابینه پیشنهاد داد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.