حسن روحانی کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در جریان سفر به شهر ساری با مردم این شهر دیدار کرد.

روحانی در سال های پس از روی کار آمدن محمد خاتمی نماد نیروهایی بود که از نظر سیاسی در طیفی میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی قرار داشتند. او عضور جامعه روحانیت مبارز است، اما مدت هاست همچون اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری در جلسات جامعه شرکت نمی کند.

حسن روحانی از سوی بخشی از اصولگرایان و حامیان محمود احمدی نژاد متهم به سازش کاری در پرونده هسته ای شده است. آن ها معتقدند بیانیه سعدآباد که در زمان سید محمد خاتمی امضا شد نمونه عالی سازشکاری در برابر غرب است.

حسن روحانی این اتهام را رد کرده و آن بیانیه را عامل عدم صدور قطعنامه تحریمی علیه ایران دانسته است.

روحانی در تبلیغات انتخاباتی چهره ای میانه رو متمایل به اصلاح طلبان از خود به نمایش گذاشته است که همین موضوع باعث تمایل برخی اصلاح طلبان به او شده است.

روحانی وعده داده که در 100 روز به وضعیت بحرانی اقتصاد کشور پایان می دهد.

مقاله قبلیسایت محافظه‌کار «الف»: تحریم انتخابات در ایران رو به افزایش است
مقاله بعدیحداد عادل از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.