در حراجی کریستی لندن برخی از یادگاری‌های چهره‌های مشهور سینما زیر چکش حراج رفت.

به گزارش  مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، در این حراجی اولین لباس عروسی الیزابت تیلور به قیمت بیش از سه برابر آنچه انتظار می‌رفت، فروخته شد.

ساعت جیمز باند که شان کانری در فیلم “تندر بال” در سال 1965 به دست داشت هم به قیمتی بالای 160 هزار دلار فروخته شد. این ساعت به جیمز باند کمک می کرد تا بمب اتمی ناتو را پیدا کند. او این ساعت را در قسمت های مختلف فیلم به دست داشت و در یک بخش زیر آبی هم از آن استفاده کرده بود.

IMG11503789

لباس عروسی الیزابت تیلور هم نزدیک به 188 هزار دلار فروخته شد.

اما این اولین بار نبود که ساعت جیمز باند چنین ارزشی پیدا می کرد و ساعت رولکسی که راجر مور در فیلم “بکش و زنده بمان” در سال 1973 به دست داشت 231 هزار دلار در حراجی سال 2011 به فروش رفت.

یک لباس از مریلین مونرو نیز در این حراجی به قیمت بیش از 50 هزار دلار فروخته شد. کیف آدری هیپبورن هم 26 هزار دلار فروش رفت و لباسی که کاترین هپبورن در فیلم “ترانه عشق” در سال 1947 به تن داشت نیز نزدیک 8 هزار دلار فروخته شد. یادگاری هایی از جان وین، پل نیومن و بریژیت باردو هم در این حراجی عرضه شدند.

مقاله قبلییک ژنرال آمریکایی متهم به درز اخبار حملۀ سایبری به ایران شد
مقاله بعدیاجرای عدالت به دی کاپریو و جیمی فاکس سپرده می‌شود..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.