گای ریچی کارگردان بریتانیایی درصدد است تا دوره رماتنیک “ظهور امپایر” را به سینما بیاورد.

 کمپانی برادران وارنر با خرید رمان سال 2006 توماس کلی از توانایی‌های گای ریچی برای ساخت این فیلم استفاده می‌کند. ریچی برای این فیلم قراردادی نیز برای تهیه کنندگی در کنار لیونل ویگرام امضا کرده است.

داستان این فیلم بر ساخت آسمان‌خراش امپایر استیت در نیویورک تمرکز دارد و یک مهاجر جوان ایرلندی به نام مایکل بریودی شخصیت اصلی فیلم است که بین وفاداری به آرمان‌های ارتش آزادیبخش ایرلند و جذابیت‌هایی که هنرمندی به نام گریس مستسون برایش دارد، گیر کرده است.

پروژه در دست اجرای ریچی “مردی از U.N.C.L.E” است که با حضور هنری کاویل و آرمی همر در ماه سپتامبر جلوی دوربین می رود. فیلمنامه اقتباسی “ظهور امپایر” را خود کلی که نویسنده رمان است، خواهد نوشت.

به گزارش  سینما پرس به نقل از دیجیتال اسپای، گای ریچی(به انگلیسی: Guy Ritchie)‏ (زاده ۱۰ سپتامبر ۱۹۶۸) فیلمنامه‌نویس،کارگردان و تهیه‌کننده انگلیسی است.ریچی بیشتر برای کارگردانی فیلم‌هایی مانند قاپ‌زنی،قفل، انبار و دو بشکه باروت،راک‌ان‌رولا و شرلوک هلمز شناخته می‌شود.

ریچی بعد از اینکه فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید را در بچگی دید تصمیم گرفت که در آینده فیلم‌ساز شود.ریچی هیچ تحصیلات آکادمیکی در زمینه فیلم‌سازی نداشته و تحصیل را خسته کننده می‌دانسته.گای ریچی به عنوان فیلم‌سازی صاحب سبک شناخته می‌شود.فیلم‌های ریچی پر از صحنه‌های پر التهاب و همراه با دیالوگ‌های منحصر به فردی است که خشونت و طنز را با هم می‌آمیزد.

europeanpremieresherlockholmes24jg6xkpz199l

در سال ۲۰۰۰ گای ریچی با خواننده و بازیگر پاپ آمریکایی مدونا در قصر اسکیبوی اسکاتلند ازدواج کرد.آنها صاحب یک فرزند به نام روکو جان ریچی شدند که در ۱۱ آگوست ۲۰۰۰ در لس آنجلس متولد شد و یک پسر مالاویایی به نام دیوید را نیز به فرزندخواندگی پذیرفتند.در سال پانزدهم اکتبر ۲۰۰۸ رسانه‌های بریتانیایی خبر از جدایی گای و مدونا دادند و این خبر توسط سخنگوی این دو نفر تایید شد.

The Man from U.N.C.L.E. (pre-production)

2011 -Sherlock Holmes: A Game of Shadows

2009- Sherlock Holmes

2009 Madonna: Celebration – The Video Collection (video) video “What It Feels Like for a Girl”

2008- RocknRolla

(2007 Suspect (TV movie

2005 Revolver

2002 Swept Away

(2001/I Star (short

2000 -Snatch

1998-Lock, Stock and Two Smoking Barrels

1995- The Hard Case

مقاله قبلیوقتی در یک حکومت ” قحط الرجال ” است!
مقاله بعدیكارگردان نروژي قسمت دوم “برف مرده” را مي‌سازد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.