رضا خندان همسر نسرین ستوده در برگۀ فیس بوک خود نوشته ایر را انتشار داد.

روزی که نسرین را با دستبند به محل دادگاه انتظامی وکلا آوردند مامور زنی که او را همراهی می کرد شاکی بود که چرا سعی کردید از او عکس بگیرید. او به یکی از قضات دادگاه می گفت که ما طبق قانون عمل می کنیم و قانون و مقررات زندان می گوید که زندانی همه جا باید با دستبند اعزام شود. به او گفتم:

“اگر کارتان قانونی است پس چرا این همه وحشت دارید و تهدید می کنید افرادی را که به طور “قانونی”, از کار “قانونی” شما می خواهند عکس بگیرند. خیلی هم باید از این کار خوشحال باشید که در حین رفتار قانونی، از شما عکس گرفته می شود نه هنگام تخلف. کاری که در تمام دنیا رایج است”.

چند روز پیش که نسرین به زندان برمی گشت طبق روال همیشگی دوستانی سعی داشتند از لحظه ی خداحافظی با اوعکس بگیرند. سعی شان بر این بود که آجرها و دیوارهای زندان در عکس دیده نشوند چرا که تابلو “عکسبرداری ممنوع” روی دیوار زندان نصب شده است. با وجود این مامورین زندان هم مطابق معمول هجوم آوردند و سعی کردند دوربین عکاسی یکی از آنان را که اتفاقا از قبل هماهنگ هم کرده بود ضبط کنند. این موضوع تنش زیادی در آن ساعات حساس خداحافظی ایجاد کرد و کلی مامور اطراف ما را احاطه کردند.

معلوم نیست با وجود نقشه های دقیق و به روزی که در گوگل و خیلی از سایتهای اینترنتی قابل مشاهده است و هر کسی با کمترین امکانات می تواند نه تنها بیرون که داخل محوطه ی زندان و خیلی از مراکز مهم را از هر جای دنیا مشاهده کند چه اصراری است برای جلوگیری از عکاسی از آجرهای آنجا. هیچکدام از همراهان ما از دیوار زندان عکس نمی گرفتند و حساسیت آنان را در نظر داشتند. با وجود این به محض مشاهده ی دوربین به طرف آن حمله ور می شوند. وحشتی که چند سال پیش به کشته شدن بانوی خبرنگاری منجر شد. زهرا کاظمی خبرنگار عکاسی بود که چند سال پیش به همین دلیل ساده یعنی گرفتن عکس از خانواده ها در مقابل همین زندان, بازداشت و مثل آب خوردن کشته شد.

عکاسی و ثبت لحظه های زندگی و حوادث شخصی حق هر شهروندی است و هیچ مقامی به بهانه ی نزدیکی زندان به محل عکسبرداری, حق جلوگیری از آن را ندارد.

مقاله قبلیاطلاعیه ای که در آن نهضت مقاومت ملی ایران ادعاهای روزنامه السیاسیه را پس از انتشار “کذب محض” خوانده بود
مقاله بعدیمادر ستار بهشتی تقاضای نبش قبر فرزندش را اعلام کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.