اریک بانا و ربکا هال بازیگران و جیمز کراولی کارگردان فیلم “مداربسته” درباره فیلم‌شان و ارتباطش با ادوارد اسنودن فاش کننده اطلاعات ان.اس.ای صحبت کردند.

فیلم “مدار بسته” که داستان یک بمبگذار تروریست است از تاثیر فیلم های جنایی سیاسی دهه 1970 مانند “اختلاف منظر” و “سه روز کندر” استفاده می کند تا فیلمی پرتاثیر بسازد. اتفاقات سیاسی و اجتماعی که به پارانویای بوروکراتیک و نابکاری‌های آن دهه سرعت بخشیدند (مانند افشای اسناد پنتاگون و ویتنام) اکنون تغییر کرده اند و جای خود را به چیزهایی مانند ویکی لیکس و یا ادوارد اسنودن داده اند.

با این حال هنوز نکات حساس زیادی وجود دارد که موجب می شود فیلم کم بودجه “مدار بسته” که از هفته پیش اکران خود را شروع کرده است، وزنی بیش از یک داستان دسیسه آمیز دولتی معمولی به خود بگیرد. در گفتگوی عوامل سازنده فیلم، اریک بانا به شوخی درباره این فیلم گفت: ما با جولین آسانژ کار کردیم، خودمان اسنودن را سر جایش قرار دادیم و الان هم در سلول روسی خودمان است.

با این حال بازیگر “مدار بسته” و همبازی اش ربکا هال هر دو تایید کردند که فیلم‌شان قبل از تصمیم اسنودن برای افشای اطلاعات نظامی آمریکا، تولید و فیلمبرداری شده بود. با این حال مطمئنا رفتار اسنودن و سر و صدایی که کار او به راه انداخت موجب شد این فیلم هر چه بیشتر در مرکز توجه قرار بگیرد.

closed-circuit

اریک بانا درباره فیلم گفت: فکر نمی‌کنم یک اثر هنری که بخواهد به تمامی سوال ها پاسخ بدهد خوب باشد، چون آن وقت اسمش می شود پروپاگاندا. هر اثر هنری با ارزشی باید سعی کند سوال های بیشتر خلق کند و فکر می‌کنم ما هم با این فیلم همین کار را انجام دادیم. فکر نمی کنم که بعد از دیدن فیلم پیغام مشخصی دریافت کنید. این فیلم فقط مشکلات مختلف موجود را بیان می‌کند.

به گزارش سینما خبر به نقل از د رپ، جیمز کراولی کارگردان “مدار بسته” هم یادآوری می کند که در مرحله تدوین این فیلم بود که اخبار اسنودن منتشر شد و در آن زمان او از تاثیر این خبرها بر فیلمش نگران شده بود. او افزود با این حال کمپانی پشتیبان فیلم یعنی فوکوس فیچرز به او اطمینان داد که این اخبار فقط موجب می شوند که صدای فیلم قوی تر شنیده شود و توجه بیشتری را به آن جلب خواهد کرد.

کراولی گفت: من به موضوع درست نگاه نمی کردم. فقط فکر می کردم که فیلم ما در انگلیس اتفاق می افتد و تلاش آن برای تمرکز بیشتر بر دموکراسی است. اما هر چه بیشتر درباره پرونده اسنودن و موضوعاتی که به وجود می آورد اطلاعات کسب کردم متوجه شدم که دقیقا همان مسایل در مرکز موضوع این فیلم قرار دارد؛ مسایلی مثل قدرت رو به افزایش دولت و مشکلاتی که زمانی به وجود می آیند که بخشی از در اختیار دارندگان دموکراسی احساس می کنند فراتر از قانون هستند.

مقاله قبلیبرندگان جوایز افتخاری اسکار معرفی شدند
مقاله بعدیفیلم سینمایی «سهراب سپهری» زمستان جلوی دوربین می‌رود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.