همسر حمید بابایی، دانشجوی دکترای فاینانس دانشگاه لیژ بلژیک، که از  ۲۲ مرداد ١٣۹٢ زندانی است، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت که مسئولان زندان رجایی شهر کرج بدون ارائه دلیل و بدون هماهنگی با دادستانی، این دانشجوی زندانی را ممنوع الملاقات کرده‌اند.

همسر حمید بابایی روز چهارم مرداد نوشت پس از مراجعه به زندان رجایی شهر برای ملاقات هفتگی، مسئولان زندان به او اعلام کردند همسرش به مدت یک ماه ممنوع الملاقات شده است. کبری پارساجو در صفحه فیسبوکش نوشت: «امروز، طبق معمول هر چهارشنبه، من برای ملاقات کابینی به زندان مراجعه کردم ولی مطلع شدم که ممنوع الملاقاتیم به مدت یک ماه! بعد از اصرار فراوان بهم گفتند که به علت تخلف ممنوع الملاقاتید، هرچی اصرار کردم که من از شهرستان میام و یک روز از کارم مرخصی میگیرم و با زحمت به اینجا میرسم کسی توجهی نمی‌کرد.»

کبری پارساجو نوشته است که دادستانی تهران در پاسخ به تماس تلفنی او گفته‌ زندان بدون هماهنگی دادستانی، همسرش را ممنوع الملاقات کرده است.

مسئولان زندان رجایی شهر کرج در حالی حمید بابایی را به دلیل تخلف ممنوع الملاقات کرده‌اند که این دانشجوی زندانی در تماس تلفنی با همسرش گفته است از تخلف و ممنوع الملاقات شدن خود بی اطلاع است و مسئولان زندان به او گفته‌اند کسی برای ملاقات مراجعه نکرده است. همسر حمید بابایی نوشت: «حمید دلواپس و نگران مدام از مسولین ملاقات میپرسه چرا من رو برای ملاقات صدا نمیزنید و در پاسخ بهش میگن هنوز خانواده ات نیومدن هر وقت اومدن صدات میکنیم. وقت ملاقات که تمام شده بود حمید تماس گرفت و با صدای لرزانش نگران سلامتی من در جاده خطرناکی بود که ۵ سال است خودم را به آن سپرده ام، وقتی ماجرا را برایش تعریف کردم اصلا در جریان چیزی نبود و فقط بهش گفته بودند کسی برای ملاقاتت نیامده برگرد بند.»

همسر حمید بابایی با انتقاد از قوه قضائیه و رفتار دوگانه با شهروندان وضعیت او را با حمید بقایی، یکی از نزدیکان رئیس جمهور اسبق ایران مقایسه کرد که علیرغم بازداشت شدن به اتهام فساد اقتصادی، با پرداختن وثیقه بیست میلیارد تومانی آزاد شد: «به همین سادگی در این سیستم قضایی یکی می‌شود حمید بقایی و با کل شعور سیستمشان بازی می‌کند و با وثیقه میلیاردی که البته توان پرداختش را دارند آزاد می‌شود و یکی می شود حمید بابایی دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف و اینچنین به خاطر بی فریاد بودنش او را به بازی می‌گیرند.»

حمید بابایی دانشجوی رشته فاینانس در مقطع دکتری دانشگاه لی یژ بلژیک، از مرداد ۹۲ به اتهام «ارتباط با دول متخاصم» زندانی شده است، تا کنون به اعتراض او در دیوان عالی کشوررسیدگی نشده و وزارت اطلاعات با آزادی مشروط او نیز مخالفت کرده است. مقامات قضایی از اینکه بتوانند شواهدی دال بر صحت ادعاهای خود ارائه کنند، خودداری کرده‌اند.

حمید بابایی، دانشجوی دکترای فاینانس دانشگاه لیژ بلژیک، روز ۲۲ مرداد ١٣۹٢، اندکی پس از ورود به ایران برای دیدار خانواده توسط وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شد. به گفته یک منبع مطلع بازداشت او پس از آن صورت گرفت که حمید بابایی درخواست نیروهای امنیتی برای همکاری با وزارت اطلاعات و فعالیت در بلژیک را رد کرد. او بلافاصله پس از بازداشت به سلول انفرادى در زندان اوین منتقل شد، بابایى ٢٠ روز در انفرادى بند ٢۴٠ گذرانده و بعد از آن به بند ٢٠۹ منتقل و نهایتا بعد از تحمل ٣۵ روز انفرادى در تاریخ ٢۷ شهریورماه ۱۳۹۲ وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شد. او طی مدت بازجویی امکان تماس با خانواده یا وکیلش را پیدا نکرد.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، حمید بابایی را به اتهام «جاسوسی و ارتباط با دول متخاصم» به ۶ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم کرد و حکم صادره در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شد. به گفته منبع مطلع این دادگاه بدوی کمتر از ۱۰ دقیقه طول کشیده و وکیل تسخیری حمید بابایی، سکوت کرده و هیچ دفاعی از او نکرده است، این وکیل تسخیری در اولین ملاقاتش با حمید بابایی در زندان اوین نیز از موکلش خواسته بود که اعتراف کند. بابایی در تمام مدت دادرسی اتهام وارده را رد کرده و گفته است که به دلیل عدم همکاری با نیروهای امنیتی، قربانی شده است.

این اتهام در حالی به حمید بابایی وارد شده که بر اساس اعلام مراجع رسمی کشور، اتهام همکاری با دول متخاصم، مصداق خارجی نداشته و ایران در حال حاضر با هیچ کشوری در تخاصم نیست. وکیل امید کوکبی که پرونده ای مشابه حمید بابایی دارد، با استعلام از وزارت امور خارجه، دیوان عالی کشور را متقاعد کرده بود که وزارت امور خارجه نیز آمریکا را از نگاه قانونی، دولت متخاصم با ایران نمی‌داند و به این ترتیب دولت بلژیک را نیز نمی توان دولت متخاصم با ایران تلقی کرد.

به گزارش کمپین بین المللی خقوق بشر در ایران؛ حمید بابایی در نامه ای از زندان به همسرش با اشاره به بازگشتشان به ایران و احضار از سوی وزارت اطلاعات، نوشت: «… تصور نمی‌کردم آن لحظه، آخرین باری باشد که در کنار همدیگر هستیم و ورودم به داخل اطلاعات، شروع سناریویی تلخ برای هر دومان باشد. سرگذشتی تلخ که به هیچ‌وجه نه تو و نه من مستحق آن نبودیم، … ای کاش بر نمی‌گشتیم و این تراژدی دردناک برای‌مان پیش نمی‌آمد و همین تصویر تکراری آسمان ایران را از ورای سیم‌ خاردار‌ها نمی‌دیدم.»

کبری پارساجو، همسر حمید بابایی نیز در مهرماه ۱۳۹۳ به دلیل اطلاع رسانی و مصاحبه با رسانه ها درباره وضعیت همسرش، بازداشت و محاکمه شد و به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

مقاله قبلیبه سوی جنبش زنان بر علیه پوشش اجباری؛ مسئله اساسی آزادی در انتخاب است
مقاله بعدیخوابیدن ملی‌پوشان ایران در ایستگاه مترو!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.