معمای قطار گنج نازیها در حال حل شدن است. به دنبال انتشار ادعاهایی از سوی دو شهروند آلمانی و لهستانی مبنی بر کشف محل اختفای این قطار اسرارآمیز، مقامات لهستانی اکنون وجود چنین قطاری را تأیید کرده و از تلاشها برای تعیین محل دقیق و بیرون کشیدن آن خبر می دهند.

پیوتر ژوکووسکی، معاون وزیر فرهنگ و رئیس سازمان «میراث ملی» لهستان، می گوید با نود و نه درصد اطمینان چنین قطاری وجود دارد و این گنجینه در جایی نزدیک یک قلعه قدیمی در جنوب غرب لهستان مدفون شده است.

او می افزاید: «تا جایی که من اطلاع دارم، هیچ کس از زمان جنگ جهانی دوم نتوانسته این قطار را پیدا کند. اطلاعات تازه درباره محل اختفای قطار از طرف یکی از افرادی مطرح شد که در پنهان کردن این گنجینه نقش داشتند. فرد مورد نظر رازش را در بستر مرگ فاش کرد و نقشه ای هم از محل اختفای قطار کشید.»

به گفته این مقام لهستانی، جویندگان گنج مدفون نازیها با دستگاه های ردیاب زیرزمینی به محل مذکور رفته و تصویرهایی از این قطار ثبت کرده اند. به نظر می رسد این قطار آکنده از اسلحه، جواهرات، و آثار هنری ارزنده بوده و در پایان جنگ جهانی دوم، همزمان با هجوم نیروهای ارتش شوروی سابق به آلمان نازی، مخفیانه عازم لهستان شده است.

به گزارش یورونیوز؛ در افسانه های محلی، گفته می شود این قطار آلمانی در مناطق کوهستانی لهستان وارد تونلی شده و دیگر از آن بیرون نیامده است.

ww2gravestone.com

مقاله قبلیآقای اوباما دم خروس تان را ببینیم یا قسم حضرت عباس تان را باور کنیم؟!
مقاله بعدیتتلو: مالِ ما خار داره گل ها مون
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.