رابین ویلیامز حرکتی را ایجاد کرد که چهره‌های بزرگی که پیش از او درگذشته بودند، به آن فکر نکرده بودند و این می‌تواند درسی برای آینده باشد.

 دوشنبه خانواده رابین ویلیامز در دادگاهی در سن‌فرانسیسکو گرد آمدند تا بر چگونگی تقسیم میراث او چون جواهرات، و یادبودهای او به نتیجه برسند.

متاسفانه این اختلاف بر یکی از خلاقانه‌ترین جنبه‌های طرح بنیاد رابین ویلیامز سایه افکند، طرحی که می‌تواند الگویی برای دیگر چهره‌های مشهور باشد که می‌خواهند برای مسایل پس از مرگ خود برنامه‌ریزی کنند.

در نهایت، چیزی که همسر او سوزان و فرزندانش زاخاری، زلدا و کودی نمی‌توانند در دادگاه درباره آن به بحث بپردازند، بحث بر سر میراث غیرمادی این چهره مشهور مانند حق استفاده از نام او است.

با بررسی آنچه چهارشنبه پیش از سوی بنیاد رابین ویلیامز ارایه شد، ویلیامز حق استفاده از نامش، امضا، عکس‌ها و دیگر مسایل مشابه را به بنیاد ویندفال اعطا کرده که سازمانی خیریه است.

در این کار دو جنبه مهم وجود دارد: اول این که این بنیاد حق بهره‌برداری از وجهه اجتماعی  ویلیامز را برای ۲۵ سال آینده در اختیار دارد. که به این معنی است هیچ نوع بهره برداری تبلیغاتی از نام ویلیامز تا ۱۱ آگوست ۲۰۳۹ وجود نخواهد داشت. به این ترتیب نمی‌توان او را با استفاده از امکانات دیجیتال وارد فیلم جدیدی کرد. در عین حال رمان‌ها و کتاب هایی که ممکن بود درباره او منتشر شوند، امکان انتشار بدون اجازه از این بنیاد را نخواهند داشت.

در واقع تمامی حقوق معنوی به جای مانده از رابین ویلیامز از این پس به مدت ۲۵ سال در خدمت خیریه‌های اجتماعی به کار می‌افتد.

در عین حال او علاوه بر سود رساندن به سازمان‌های خیریه، از افتادن بار مالیاتی این مسایل به دوش خانواده‌اش هم جلوگیری کرده چون شرکت‌های خیریه برای چنین برنامه‌هایی نیاز به پرداخت مالیات ندارند.

به این ترتیب ویلیامز نه تنها بهره‌برداری از میراث معنوی خودش پس از مرگ را محدود کرده بلکه ارزش زندگی پس از مرگ را نیز روشن کرده و راه جدیدی در برابر دیگر چهره‌های مشهور قرار داده است.

در اواسط بهمن ماه، بیوه رابین ویلیامز و فرزندان او با ارایه دادخواستی به دادگاه خواستار این شدند تا دادگاه به مساله وسایل موجود در خانه وی رسیدگی کند.

همسر این کمدین محبوب فرزندان او از دو ازدواج قبلی اش را متهم کرده بود که وسایلی از منزل او را که یادآور همسرش بوده، بدون اجازه خارج کرده اند. او از دادگاه خواسته است تا تکلیف خانه ای را که او با ویلیامز در آن شریک بود و نیز جواهرات و اشیای یادگاری را روشن کند.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، ویلیامز تابستان گذشته در خانه خود در تیبورون کالیفرنیا به زندگی اش خاتمه داد و در کالبدشکافی اثری از مواد مخدر یا الکل مشاهده نشد. او دچار افسردگی و علایم اولیه پارکینسون بود.

مقاله قبلیمحکومیت کارگران چادرملو به حبس و شلاق
مقاله بعدیاحمد توکلی: توافق الزام‌آور، محتاج تصویب مجلس است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.