سازمانی غیرانتفاعی پروژه فیلوس که از حقوق مسیحیان در خاورمیانه دفاع می‌کند، در گزارش جدید خود دولت جمهوری اسلامی حاکم بر ایران و نیروهای نیابتی آن را متهم به «جهاد نامرئی» علیه جماعات مسیحی در چهار کشور تحت نفود آنها لبنان، عراق، سوریه و یمن کرده است.

این جهاد نامرئی، که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی شبه‌نظامی وابسته به جمهوری اسلامی همچون حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، و حوثی‌های یمن مامور اجرای آن هستند، طی چهار دهه اخیر منجر به فروپاشی جوامع مسیحی، کاهش شدید جمعیت آنها، و جابجایی جمعیتی اجباری آنها شده است.

در لبنان، جمعیت 54 درصدی مسیحیان در دهه 1950 به زیر 34 درصد در سال 2020 کاهش یافت. حزب‌الله با اعمال قوانین سختگیرانه پوشش، ممنوعیت الکل، و ممنوعیت اختلاط مرد و زن در ملاء عام در مناطق مختلط مسیحی و مسلمان، مسیحیان را مجبور به مهاجرت کرد.

در عراق، که یکی از کهن‌ترین جوامع مسیحی را دارد، امروزه از 1.5 میلیون مسیحی که در سرشماری سال 1987 ثبت شده بود، تنها حدود 141000 تن باقی مانده‌اند. از سال 2017، شبه‌نظامیان شیعه تحت جمهوری اسلامی در خط مقدم جهاد علیه مسیحیان بوده‌اند.

العربیه به نقل از سازمانی غیرانتفاعی پروژه فیلوس نوشت؛ در آغاز جنگ داخلی سوریه در سال 2011، مسیحیان حدود 10.5 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دادند. یک دهه بعد این جمعیت 70 درصد کاهش یافت. بررسی دقیق گزارش‌های شاهدان نشان می‌دهد که نیروهای اسد و شبه‌نظامیان طرفدار ایران، علی‌رغم تبلیغاتی که جامعه مسیحی را متحد آنها معرفی می‌کند، تعداد زیادی از آنها را ربوده و کشته‌اند.

در یمن، شبه‌نظامیان حوثی مورد حمایت ایران کارزار کشتن و ربودن مسیحیان و خرابکاری و غارت اموال کلیسا را با هدف ارعاب جامعه پیش برده‌اند. جامعه‌ای متشکل از مذاهب متعدد مسیحی که زمانی حدود 40000 نفر عضو داشت، اکنون به حدود 3000 نفر کاهش یافته است.

در پایان سازمانی غیرانتفاعی پروژه فیلوس از وزارت امور خارجه آمریکا می‌خواهد تا جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران، و گروه‌های نیابتی آن را به دلیل مهاجرت اجباری مسیحیان یا ممانعت از بازگشت آنها به سرزمین‌های خود تحت تحریم قرار دهد، و تاکید می‌کند که سازمان ملل باید یک «گزارشگر ویژه» برای تحقیق درباره «جهاد نامرئی» جمهوری اسلامی علیه مسیحیان منصوب کند.

مقاله قبلیکشف نقاشی‌های صخره‌ای باستانی شگفت انگیز در آمازون
مقاله بعدیجمهوری اسلامی و ساخت تونل‌های جدید در نطنز
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.