امسال عده ای از فعالان جنبش زنان و دوستان نسرین ستوده در خانه وی گرد هم آمدند تا تولد 50 سالگی نسرین ستوده را جشن بگیرند .

به گزارش تا قانون خانواده برابر، فعالان جنبش زنان با شرکت در این مراسم که مانند سه سال گذشته بدون حضور نسرین ستوده برگزار شد، نشان دادند که همچنان به یاد او هستند و از مقاومت این وکیل ارزشمند و همراهی خانواده محترم او قدردانی می کنند.

در این مراسم رضاخندان همسر نسرین ستوده درباره وضعیت نسرین توضیحاتی داد. وی گفت : بعد از اعتصاب غذای نسرین در سال گذشته ملاقات ها کمی مرتب شده و و بچه ها هفته ای یکبار در دادسرا با نسرین ملاقات حضوری دارند.. یکشنبه ها هم خودمان می رویم . نسرین وضعیتش خوب است و به بچه های جنبش زنان علاقه دارد.

نسرین این روزها توصیه می کند که بچه ها تندروی نکنند. با اینکه زندان خاصیتش این است که کسی که به زندان میرود مواضع شدیدتری می گیرد ولی نسرین آخرین بار می گفت خودتان را کنترل کنید و تندروی نکنید .

نسرین در زندان مطالعه می کند عید هم که با مرخصی اش موافقت نشده بود خیلی ناراحت بود . اینکه بعد از سه سال عید به او مرخصی ندهند خیلی برایش سخت بود. اوایل خیلی تهدید می کردند که مرخصی نخواهند داد اما در نهایت موافقت کردند.

حالا دیگر بعد از اعتصاب غذا این حداقل ها را رعایت می کنند . تیم قبلی این کار را نمی کرد ولی به محض اعتصاب غذا این چیزهای کوچک را پذیرفته اند .

رضا خندان در پایان از مهمانان تشکر کرد و گفت از شما ممنونیم برای اینکه سومین سالی است که در تولد نسرین شرکت کردید و برای بقیه مناسبت های دیگر هم حضور داشتید . شاید تشکر کردن موضوعیت نداشته باشد چون شما بخشی از این کار را در راستای نظرات و عقاید خود انجام می دهید اما ما به نوبه خود همیشه ممنون هستیم.

در پایان مراسم، فرزندان و دوستان نسرین شمع کیک تولد 50 سالگی نسرین را خاموش کردند و دیدار با آرزوی سلامت و آزادی همه زندانیان عقیدتی به پایان رسید.

مقاله قبلیتعدادی از شرکت‌کنندگان خاکسپاری آیت‌الله طاهری بازداشت شدند
مقاله بعدییک ایرانی به اتهام “تحریک تظاهرکنندگان” در ترکیه بازداشت شد..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.