محسن کوهکن نماینده سابق مجلس در گفت و گویی به نکات خبرسازی درباره اقدام ملی‌پوشانی که سرود جمهوری اسلامی را نمی‌خوانند اشاره کرده است. گزیده‌ای از صحبت‌های او را در زیر از نظر می‌گذرنید.

معتقدم با آن گروه از ورزشکارانی که متوجه اظهارات و عملشان نیستند، باید برخورد توجیهی انجام داد؛ البته مرور زمان هم کمک می‌کند.

اقدام ورزشکارانی که سرود ملی را پیش از شروع بازی نمی‌خوانند، ناشی از جو سنگین روانی تبلغیاتی است که روی همه جامعه وجود دارد. برخی فکر می‌کنند کار نظام تا دی‌ماه تمام است، اما این خوابی است که یقین داشته باشند هیچ‌گاه تعبیر نخواهد شد.

بازیکنی که این همه تبلیغ ابوسفیانی را شنیده را باید توجیه کنند. اما اگر معاند بود و اصرار داشت همین مسیر را ادامه دهد، طبیعی است مانند همه کشور‌های دنیا اگر زیر سقف سیاست‌های حاکم بر آن نظام نرفت، حفظش نمی‌کنند. طبیعتا بعد از تذکر و توجیه، آخرین مرحله حذف شدن است.

به گزارش رسانه‌های داخلی؛ ما بعد از انقلاب فردی را داشتیم که مسیر دیگری را رفته و حذف شده، حالا دیگر یک بازیکن که سهل سهل است. البته ما دوست نداریم یک ورزشکار، یک هنرمند، یک بازیگر از این جرگه خارج شود، اما اگر کسی خودش را به خواب زد دیگر نمی‌توان او را بیدار کرد و طبیعتا باید برخورد قانونی با او صورت بگیرد و هیچ راه دیگری هم نیست.

وی با اشاره به نزدیک بودن بازی‌های جام جهانی: ما از بازیکنان انتظار بازی قوی، با اخلاق و حرفه‌ای داریم، حالا این بازی اگر در مقابل تیم‌هایی مانند انگلیس و آمریکا بود که نعم المطلوب، اگر شادی هم نکردند، مردم و ورزش‌دوستان شادی خواهند کرد.

پیش‌بینی نمی‌کنم که شادی بعد از پیروزی نداشته باشند چرا که فرض بر این است که انسان‌های عاقلی هستند و خوب می‌دانند که نظام آنجایی که پای مصالح اصلی کشور در پیش باشد، با احدی تعارف ندارد. از آن طرف هم می‌دانند که مردم از آن‌ها چه انتظاری دارند. یک فوتبالیست که کف عقلانیت را داشته باشد و مطالبات ورزش‌دوستان و چارچوب‌های نظام را بداند و بفهمد که نظام با کسی شوخی ندارد، چنین کاری را نمی‌کنند. حالا اگر خدایی نکرده مرتکب چنین خطایی شدند، حاکمیت با آن‌ها طبق قانون برخورد می‌کند. ما از این مسائل در گذشته مانند سال ۸۸ هم داشتیم.

اینکه این رفتار را در بازی با نیکاراگوئه را انجام ندادند، نمی‌توان ملاک قرار داد، چون بازی تمرینی بود، اما اگر در بازی‌های جام جهانی بخواهند چنین کار‌هایی انجام دهند، بدانند که نظام با آن‌ها شوخی ندارد و من نوعی باید بدانم اگر مسیر دیگری را بروم، باید این پنبه را از گوشم دربیارم که نظام در مقابل اشتباهاتم کوتاه بیاید.

مقاله قبلیجمهوری اسلامی و واکنش به سخنان اولاف شولتس، صدراعظم آلمان
مقاله بعدیهشدار سوئیس به شهروندان خود برای سفر به ایران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.