ماموران امنیتی پس از فک پلمب مددکاری رضا توسط دراویش گنابادی، اقدام به فیلمبرداری از محل کرده و طی تماس تلفنی با مدیر مددکاری، تهدید به پلمپ مجدد کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ پس از آنکه دراویش گنابادی متحصن در مقابل ساختمان مددکاری رضا با امضای نامه‌ای اعتراض آمیز خطاب به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پلمب غیرقانونی این موسسه خیریه را که توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود شکستند، شماری لباس شخصی اقدام به تصویربرداری از این مکان کرده و در مکالمه تلفنی با علی اکبر بنکدار، مدیر مددکاری رضا، تهدید به پلمپ دوباره این مکان کردند.

مددکاری رضا وابسته به دراویش گنابادی مقارن با روز مددکار و مددکاری توسط ماموران امنیتی پلمب شده بود که این اقدام ماموران تحصن دراویش مقابل ساختمان این موسسه خیریه و در ‌‌نهایت شکستن پلمپ آن را در پی داشت.

مقاله قبلیتجلیل از رومن پولانسکی در جشنواره فیلم لهستان
مقاله بعدیاستاد محمدرضا شجریان: اجازه ندارم برای مردم خودم و در مملکت خودم بخوانم
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.