یکی از وکلای هفت فعال حقوق دراویش محبوس در بندهای ۴، ۷ و ۸ زندان اوین از تبدیل تقریبا نیمی از مدت زمان حبس این افراد از حبس تعزیری به تعلیقی خبر داد.

این وکیل دادگستری به مجذوبان نور گفته است که بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب تهران که اخیرا طی دادنامه‌ای به شماره ۲۸۲/۹۳/۸/۱۴ به اجرای احکام زندان اوین ابلاغ شده؛ محکومیت آقای حمیدرضا مرادی از ۱۰ سال و نیم حبس تعزیری به ۴ سال و نیم حبس تعزیری و ۴ سال و نیم حبس تعلیقی، آقای رضا انتصاری از ۸ سال و نیم حبس تعزیری به ۴ سال حبس تعزیری و سه سال و نیم حبس تعلیقی و همچنین ۷ سال و نیم حبس تعزیری آقایان مصطفی دانشجو، امیراسلامی، افشین کرم‌پور، فرشید یداللهی و امید بهروزی به ۳ سال و نیم حبس تعزیری و ۲ سال و نیم حبس تعلیقی تغییر یافته است.

همچنین به گفته وکیل هفت درویش زندانی، محرومیت ۵ ساله این افراد از عضویت در احزاب و گروه‌ها و فرق نیز به ۲ سال تقلیل یافته است.

یادآور می شود که احکام پیشین در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی صادر شده بود.

این هفت درویش اینک سه سال و نیم از حبس تعزیری خود را گذرانده‌اند.

مقاله قبلیانتقال نه زندانی به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم اعدام در زندان مرکزی بندرعباس
مقاله بعدیجان وبلاگ نویس زندانی در معرض خطر جدی است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.