یک تیم از مورخان قبرهایی را کشف کرده اند که دربرگیرنده چهار اسکلت است که سرهایشان از بدنشان جدا شده و بین پاهایشان قرار گرفته است، شرایطی که موجب شده باستان شناسان این اسکلتها را به عنوان خون آشام توصیف کنند.

به گزارش  مهر، در قرون وسطی قطع کردن سر از بدن یک خون آشام اقدام معمول برای اطمینان حاصل کردن از مرگ و بی حرکتی یک خون آشام بوده است.

هنوز درباره سرنوشت این اسکلتها اطلاعی در دست نیست، اما باستان شناسان اشاره کرده اند که جدا از مسئله قطع شدن سر این اسکلتها هیچ رد دیگری از داراییهای زمینی چون جواهرات، کمربند و یا طناب برای بستن آنها درکنارشان کشف نشده است.

دکتر ژاکک پیرزاک باستان شناس این تیم گفت: هنوز مشخص کردن زمان دفن این اسکلتها دشوار است.

این اسکلتها برای بررسیهای بیشتر به آزمایشگاه فرستاده شده اند اما تخمینهای اولیه نشان می دهد که زمان مرگ آنها زمانی در قرن شانزدهم بوده است.

یک سال پیش باستان شناسان بلغارستان ادعا کرده اند که در حفاریهای خود نزدیک یک صومعه در شهر دریای سیاه دو جسد 800 ساله خون آشام کشف کرده اند. علت توصیف اجساد کشف شده به عنوان خون آشام وجود یک میله سنگین آهنی در سینه آنها بود.

بوزیدار دیمیتروف رئیس موزه ملی بلغارستان اظهار داشت که بیش از 100 جسد خون آشام در سالهای اخیر در این کشور کشف شده است. تا امروز هم در ذهن روستاییان برخی از جوامع دور افتاده اروپای شرقی خون آشام ها یک تهدید بسیار واقعی به شمار می روند، آنها همواره صلیب و سیر برای دفع حمله خون آشام ها در اختیار دارند و در برخی نقاط جسد مظنونین از خاک بیرون آمده تا یک چوب در قلب آنها فرو رود و اطمینان حاصل شود که دیگر خطری روستا را تهدید نمی کند.

ایده خون آشامهایی که از خون موجودات زنده تغذیه می کنند به هزاران سال پیش باز می گردد و در میان بسیاری از فرهنگهای باستانی متداول بوده است و داستانها و افسانه های بسیاری درباره این موجودات بدنام وجود داشته است.

برای مثال اخیرا باستان شناسان در چک 3 هزار قبر کشف کردند که بدن آنها با سنگ سنگین شده بود تا آنها از قبرهای خود بلند نشوند.

این درحالی است که جهان متمدن در قرن هجدهم از این ایده آگاه شد، چرا که امپراطوریهای غربی گسترش یافته بود و افراد به بخشهای دور افتاده اروپای شرقی و مرکزی سفر می کردند.

مقاله قبلیشیوع بیماری هپاتیت در زندان بندرعباس منجر به مرگ یک زندانی شد..!
مقاله بعدیقائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی از احتمال رفع حصر کروبی در آینده نزدیک خبر داد..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.