بنابه گزارشات رسیده  تجمع و اعتراضات گسترده خانواده های شهیدان راه آزادی مردم ایران مقابل استانداری، فرمانداری و دادستانی زاهدان.

صبح روز یکشنبه تعداد کثیری از خانواده ها ، بستگان و مردم شهر زاهدان و سایر شهرها ابتدا مقابل استانداری ،فرمانداری شهر زاهدان ودر حال حاضر مقابل دادستانی «دفتر محمد مرزیه» جنایتکار علیه بشریت تجمع کردند و نسبت به اعدام گروهی عزیزانشان اعتراض نمودند و خواستار تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان برای برگزاری مراسم خاکسپاری آنها هستند. تعداد تجمع کنندگان به بیش از ۱۰۰ نفر تخمین زده می شود.

Abdelvahab Reigi

علیرغم اینکه بیش از ۲۴ ساعت از انتشار خبر اعدام ۱۶ زندانی می گذرد اما هنوز رسما به خانواده هایشان گفته نشده است که چه کسانی اعدام شده اند و آنها را از دیروز به نقاط مختلف احاله می دهند و در مواردی به آنها گفته می شود که هنوز اعدام نشده اند و در قرنطینه هستند.

محمد مرزیه دادستان زاهدان که خود دیروز اعتراف کرد برای انتقام گیری دست به اعدام زندانیان سیاسی زده است ،امروز به بعضی از خانواده ها گفته است که آنها را به خاک سپرده اند و تمامی مراسم خاکسپاری را انجام داده اند. اما خانواده ها به او اعلام کرده اند که عزیزان ما را بیگناه اعدام کرده اید و حتی امکان آخرین وداع را از ما گرفتید.تا زمانی که پیکر عزیزانمان را نگیریم از اینجا تکان نخواهیم کرد.

H.Reigi

از طرفی دیگر نیروهای سرکوبگر انتظامی ، مرصاد و نیروی بسیج با خودروها و موتورسیکلتهای خود خانواده ها را محاصره کرده اند و تلاش می کنند که مردم شهر به آنها نپیوندند.نیروهای سرکوبگر به منظور ایجاد رعب و وحشت از خانواده ها و مردم اقدام به گرفتن فیلم و عکس می نمایند.

گزارشها از زندان حاکی از آن است که حوالی ساعت ۲۴ جمعه شب به سلولهای این زندانیان سیاسی یورش بردند و علیرغم اینکه در خواب بسر می بردند آنها را از رختخوابهایشان وحشیانه بیرون کشیدند و به سوی میدان دار بردند. بابایی مدیر سازمان زندانهای استان و غلامی رئیس اطلاعات زندان زاهدان در این یورش شرکت داشتند. زندانیان سیاسی بی دفاع در حین انتقال بسوی میدان دار مورد ضرب و شتم وحشیانه غلامی و بابایی قرار گرفتند.

N.Moelazehi

از طرفی دیگر تمامی ارتباطهای زندان از روز پنجشنبه تا صبح امروز قطع شده بود. همزمان با اعدام ضدبشری زندانیان سیاسی پاسداربندها یک جنگ روانی را علیه سایر زندانیان به راه انداخته اند و دائم به آنها اعلام می کنند که شماها هم اعدام خواهید شد.

تا این لحظه خانواده های زیر از طریق تماس زندانیان زندان زاهدان با آنها ، از اعدام عزیزانشان مطلع شده اند؛ خانواده مهرالله ریگی، خانواده عبدالوهاب ریگی، خانواده حبیب ریگی، خانواده سعید ناروئی ، خانواده حامد وکالت و خانواده ناظر ملازهی و بقیه خانواده ها از عزیزانشان اطلاعی ندارند.

Picture 012

لازم به یادآوری است که مهرالله ریگی و عبدالوهاب ریگی هنگام دستگیری نوجوانان ۱۷ ساله بودند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام ۱۸ زندانی سیاسی در زندانهای مرکزی زاهدان و ارومیه که در میان آنها ۲ نوجوان می باشد را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند این جنایت علیه بشریت در زمانی صورت می گیرد که هنوز گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر در جریان است لذا از دبیر کل ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۵آبان۱۳۹۲ برابر با ۲۷ اکتبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاسامی تعدادی از جان باختگان راه آزادی ازهموطنان بلوچ که صبح دیروز اعدام شدند
مقاله بعدیعباس زارع‌زاده، سخنگوی کمیسیون شورا‌ها در مجلس: مذاکره‌کننده‌های ایرانی می‌خواهند امتیاز بدهند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.