محمدرضا عارف کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در بخشی از سخنان خود در آخرین مناظره نسبت به برخورد با حامیانش اعتراض کرده بود.

غلامعلی حداد عادل نیز در پاسخ به اظهارات وی گفت: یک توضیحی راجع به مساله عارف در بازار تهران و تبریز بگویم. نمیگویم عارف خلاف میگوید ولی حتما سلیقه فردی بوده است. ممکن است خودشان هم رئیس جمهور شوند این اتفاق بیفتد. همین الان که میامدم صداوسیما طرفداران عارف در خیابان ایستاده بودند عکسهای خاتمی و ایشان (عارف) را در دست داشتند و هیچکس به ایشان کاری نداشت. این تلقی پیش نیاید که در کشورمان چنین وضعیتی است. فیلم خاتمی هم پخش شد در ضمن مستند برخی ها. این که اتفاق افتاده شرایط کلی کشورمان نیست.

مقاله قبلیباز هم تکرار بگم بگم؛ جلیلی چگونه نامه وزیر علوم اسبق را تحریف کرد؟
مقاله بعدیاقتدای جلیلی به حداد عادل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.