محمدرضا سیف‌زاده پزشکان از زندانیان سیاسی دهه شصت جهت اجرای حکم ده سال حبس در تبعید خود روز چهارشنبه ۲۱ شهریور به زندان برازجان منتقل شده است.

آقای سیف‌زاده، از زندانیان گمنام زندان اوین که در خرداد ۱۳۹۰ به اتهام هواداری از گروه‌های معاند نظام بازداشت شده بود، مدت ۴ ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند و سپس از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری در تبعید محکوم شد، وی پس از آن به قید وثیقه از زندان آزاد شد تا اردیبهشت ماه سال جاری که مجدداً به بند ۳۵۰ زندان اوین فراخوانده شد.

محمدرضا سیف‌زاده پزشکان از زندانیان سیاسی دهه شصت است که مدت ۴ سال را از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵ در زندان گذرانده بود، وی ۴۳ ساله و دارای یک دختر ۱۳ ساله است و همچنین مادر و خواهر ایشان به علت ابتلا به بیماری دیابت نیاز به مراقبت‌های ویژه پزشکی دارند که با انتقال ایشان به برازجان با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهند شد.

از سوی دیگر منوچهر میمنت، زندانی سیاسی و از کارکنان شرکت خودروسازی سایپا نیز در سال ۱۳۸۹ با اتهامی مشابه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به تحمل ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری در تبعید محکوم شده و از سال ۱۳۹۰ در زندان برازجان به سر می‌برد.

پیش از این عبدالفتاح سلطانی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری نیز از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به تحمل ۱۳ سال حبس تعزیری در بعید به زندان برازجان محکوم شده بود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  کمیته گزارشگران حقوق بشر، زندان برازجان به علت امکانات بسیار پایین و شرایط بهداشتی بسیار بد فشار‌ها و مشکلات زیادی را برای زندانیان سیاسی در کنار زندانیان عادی بوجود آورده است.

مقاله قبلیسپاه به دیپلمات های ایرانی مسئول مذاکره با آمریکا هشدار داد
مقاله بعدیبازداشت یک وبنگار و یک فعال کارگری در تهران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.