بنابه گزارشات رسیده از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی ارژنگ داودی که در اعتراض به رفتارهای وحشیانه و ایزوله کردن وی ناچار به اعتصاب غذا شده است هیچ خبری در دست نیست .

زندانی سیاسی ارژنگ داودی که از ۱۹ آبان ماه در اعتراض به رفتارهای وحشیانه و و انتقال بی دلیل وی به بند ۳ در کنار مجرمان عادی ناچار به اعتصاب غذا گردید. به دستور بازجویان وزارت اطلاعات او را از بند ۳ به سالنی که معروف به سالن شرعی است منتقل نمودند. در این سالن هیچ زندانی نگهداری نمی شود و سعی اطلاعات زندان بر این بود که او را در نقطه مخفی و کاملا ایزوله نگه دارد.از آن زمان تاکنون از شرایط و وضعیت این زندانی سیاسی هیچ خبری در دست نیست.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی در سلول ۶ این سالن نگهداری می شود. این سلول فاقد هرگونه دریچه و یا پنجره می باشد و از دیدن نور و یا امکان هواخوری محروم می باشد. برای قطع هرگونه ارتباط وی با بیرون از آنجا یکی از ماموران اطلاعات زندان به عنوان نگهبان وی بکار برده شده است ، او حق صحبت کردن با نگهبانان را ندارد.

بازجویان وزارت اطلاعات همانند دهه ۶۰ که زندانیان سیاسی را در محلهایی به نام قبر ، واحد مسکونی ، قیامت و غیره قرار می دادند و هرگونه ارتباط زندانی را با سایر زندانیان قطع می کردند و زندانی را از این طریق تحت فشارهای روحی و روانی شدید قرار می دادند که شرایط حادتر از شکنجه های جسمی برای زندانی سیاسی ایجاد می کنند.به نظر می آید که قصد ایجاد چنین شرایطی را برای زندانی سیاسی ارژنگ داودی را دارند.

شرایط غیر انسانی و طاقت فرسا توسط حسن مرسلپور رئیس زندان و از بستگان سلیمانی فرمانده سپاه تروریستی قدس، حاج محمودی رئیس بازرسی از شکنجه گران و قاتلان زندانیان ، کشتکار رئیس اطلاعات زندان و براری رئیس اطلاعات زندانهای استان صورت می گیرد.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی از سال ۱۳۸۲ تاکنون در زندان بسر می برد و در طی این مدت بارها به شکنجه گاه های مختلف وزارت اطلاعات برده شد و در سلولها انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار گرفت.بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن وی همسراین زندانی سیاسی را دستگیر و ۴ ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار دادند .با نامه کتبی دفتر آخوند علی خامنه ای منزل شخصی ارژنگ داودی مصادره گردید و به اموال سرقت شده از مردم ایران آخوند علی خامنه ای افزوده شد

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،بی خبری مطلق از وضیت و شرایط زندانی سیاسی ارژنگ داودی که درسالن انفرادی و سلول کاملا ایزوله شده که فاقد هرگونه امکانات اولیه انسانی از جمله محرومیت حتی از نور خورشید ابراز نگرانی می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۰۶ آذر۹۲ برابر با ۲۷ نوامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیهفت سال کابوس و نگرانی برای خانواده محسن ناظری
مقاله بعدیشدید فشارها و محدودیتهای غیر انسانی علیه فرزندان آقای کاظمینی بروجردی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.