بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج  به مناسبت روز جهانی کارگر که جهت اطلاع عموم و انتشار در اختیار رسانه ها  قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن بیانیه  به قرار زیر است :

کارگران و معلمان پیشتاز مبارزات حق طلبانه،

روز اول ماه می « ۱۱ اردیبهشت » روز جهانی کارگر است. روز ۱۲ اردیبهشت روز ملی معلم به دلیل کشته شدن ابوالحسن خانعلی است. روز ۱۳ اردیبهشت روز جهانی خبرنگار است. مناسبتهای ملی و جهانی پیشرو، فرصتی است تا گروهها و طبقات گوناگون  اجتماعی  به ویژه کارگران، معلمان، روزنامه نگاران ، پرستاران، طرفداران برابری حقوق زن و مرد، از طریق تشکل های صنفی و مدنی بیش از پیش مطالبات خود را خواستار شوند.

اعتصاب، اعتراض، میتینگ ، تشکل حزب و سندیکا و آزادی بیان و قلم از حقوق اساسی و مسلم مردم ایران است. در هیچ شرایطی نمی بایست از این حقوق قانونی کوتاه آمد و در وضعیت کنونی ، بیش از هر زمان می بایست بر حقوق خود تاکید کنیم. دیدیم که رژیم زیر فشار مبارزات دموکراتیک مجبور به عقب نشینی شد و زنان امکان حضور در سالن های ورزشی را پیدا کردند.

 فراموش نکنیم خامنه ای به دلیل وحشت از گسترش اعتراضات مردمی به دلیل وضعیت بسیار وخیم اقتصادی رژیم، ناشی از تحریم های بین المللی مجبور به نوشیدن زهر اتمی شد که این اقدام او حتی اعتراض نماینده اش در فحش نامه کیهان را برانگیخت. خامنه ای در حالی مجبور شد جام زهر اتمی را بالا بکشد و در برابر خواست امریکا تسلیم شود که میلیاردها دلار هزینه برنامه ماجراجویانه هسته ای کرده بود، بیش از ۱۲ سال است به دلیل پیگیری این برنامه بی حاصل و خسارت بار، ملت ایران را با تحریم های بین المللی روبرو کرده و هزاران ایرانی را به خاک سیاه نشاند، دهها تن را به اتهام واهی جاسوس هسته ای به زندان، شکنجه گاه و اعدام کشانید و برخی از دانشمندان هسته ای خودشان را قربانی کرد. اما امروز به گفته دلواپسین و ذوب شدگان در ولایت « برنامه هسته ای را داده اند اما تحریم ها را حفظ کرده اند »!؟اگرچه خامنه ای به هیچ وجه موقعیت و جسارت خمینی را ندارد که با صراحت اعلام کند: مجبور شد جام اتمی را سر بکشد ، اما شکست او به اندازه ای آشکار است که فریاد حامیان قسم خورده خودش را در آورده و این امر موجب شکاف عمیق در حاکمیت و سردرگمی و یأس آشکار نیروی سرکوبگر حاکم گردید که همواره فریاد می کردند: امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. اما با شگفتی و بهت زدگی شاهد بودند که این امریکا بود که نظام ولایی شان را به دلیل اینکه ضد مردمی است و همواره منافع ملی را زیرپا گذاشته ، زیر پای خود له کرد و مردم ایران نیز از این شکست آشکار رژیم سرکوبگر بسیار شادمان شدند. امروز روز مرگ سرکوبگران دلواپس است.

در این مرحله از مبارزات حق طلبانه ، می بایست همه گروهها و طبقات اجتماعی تشکل های مدنی را بیش از پیش گسترش بدهند. تشکل های موجود با یکدیگر ارتباط ارگانیک برقرارسازند و از همه مهم تر، روز ۱۱، ۱۲ و ۱۳ اردیبهشت را به صحنه ملی برای طرح مطالبات صنفی ، مدنی و سیاسی تبدیل کنند. نباید اجازه دهیم رژیم به قدرت های جهانی باج بدهد و روند تسلیم پذیری را کامل کند اما در برابر مطالبات قانونی کارگران، معلمان ، روزنامه نگاران، پرستاران و برابری طلبان جنسیتی ،قومی و مذهبی گردن فرازی  کند.

زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

۱۶ فروردین ۹۴

امیر امیر قلی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، شاهرخ زمانی، سعید شیرزاد، حشمت الله طبرزدی

مقاله قبلیزانوی جیمز باند زیر تیغ جراحی
مقاله بعدیحماقت انسان را به کجا می برد.!!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.