مصطفی دانشجو و رضا انتصاری دو فعال حقوق دراویش محبوس در زندان اوین، در حمایت از سایر دراویش زندانى، ساعاتی پیش اعتصاب غذای خود را اعلام کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، این دو درویش در حالی به اعتصاب غذای اعتراضی دراویش زندانى پیوسته‌اند که هر دو از بیماری جسمى شدید رنج مى برند. آقای انتصاری به تازگى به تپش شدید قلب و درد در قفسه سینه مبتلا شده اما مسوولان زندان به بهانه واهی عدم تمکین دراویش به پوشیدن لباس زندان او را از اعزام به بیمارستان محروم کردند.

آقای دانشجو نیز چندی پیش، به دنبال انتقال غیرقانونى افشین کرم‌پور، دیگر درویش زندانى از بیمارستان شهدا به بند ۴ اوین، در حالی که دوره بازتوانى ریه را در آن بیمارستان مى گذراند، خواستار ترخیص خودخواسته از بیمارستان و بازگشت به زندان شده بود.

دراویش زندانى، علت اعتصاب غذای خود را قانون شکنى‌های پى در پی مقامات قضایی و مسوولان زندان اوین در قبال زندانیان عقیدتى و سیاسى عنوان کرده‌اند.

این اعتصاب، از زمانى که مسوولان زندان برای سومین بار فرشید یداللهی، وکیل دادگسترى را علاوه بر تشدید محرومیت‌ها، به بند ۴ اوین منتقل کردند، آغاز شده است. آقای یداللهی در مدتى کمتر از شش ماه، پیش از آغاز پروژه انحلال بند ٣۵٠، از بند یاد شده به زندان رجایی شهر، و از آن زندان به بند ٧ اوین منتقل شد، اما این تغییر محل حبس غیرقانونى که خلاف ضوابط سازمان زندان‌ها و مصداق شکنجه روانى زندانیان است، به همین محدود نبوده و بعد از یک دوره تشدید محرومیت‌ها مانند جلوگیرى از حق هواخوری و استفاده از امکانات فرهنگى زندان برای این درویش، بار دیگر او را به بند ۴ انتقال دادند.

برگزاری دادگاه‌های غیابی بدون حضور وکیل و صدور احکام سنگین (۶٠ سال حبس تعزیری)، انتقال‌های پیاپی از بند عمومى به سلول‌های انفرادی بازداشتگاه‌های ٢۴٠ و ٢٠٩ اطلاعات به مدت بیش از ١۶٠ روز، محرومیت از مرخصی و امکانات درمانى، به رغم آسیب دیدگى هنگام بازداشت و شکنجه جسمى در بازداشتگاه‌ها و بیماری‌های عارض شده در مدت حبس چهارساله، اجبار به استفاده از لباس زندان در محوطه زندان و اعزام‌های پزشکى، تنها بخشی از فشارهایی است که بر دراویش زندانى رفته است.

مقاله قبلیدر حمایت از فرشید یداللهی؛ حمیدرضا مرادی و افشین کرم‌پور اعتصاب غذا کردند
مقاله بعدییکی دیگر از مصدومین سقوط آنتونف ۱۴۰ از دنیا رفت؛ تعداد تلفات به ۴۰ نفر رسید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.