بعد از ۲۴ سال دوباره به انتخابات تک‌قطبی بازخواهیم گشت. با انتشار اخباری از سوی رسانه‌های اصولگرا که حضور ابراهیم رئیسی را در انتخابات قطعی می‌دانند، به نظر می‌رسد که زمین بازی انتخابات به مدل دهه ۶۰ و ۷۰ تا پیش از دوم خرداد بازخواهد گشت؛ مدلی که اگرچه بیش از یک بازیگر انتخاباتی داشت، اما فاصله وزنی نامزد اصلی با دیگر نامزد‌ها آن‌قدر بود که از پیش مشخص بود چه کسی از صندوق بیرون خواهد آمد.

همه نامزد‌های انتخاباتی آن سال‌ها متعلق یا نزدیک به جناح راست بودند. در انتخابات سال ۶۰ سیدعلی خامنه‌ای با کسب ۹۵ درصد آرا پیروز شد و سه رقیب انتخاباتی‌اش یعنی علی‌اکبر پرورش، سیدرضا زواره‌ای و حسن غفوری‌فرد به ترتیب زیر سه، دو و یک درصد آرا را کسب کردند.

در انتخابات سال ۶۶ بازهم سیدعلی خامنه‌ای با کسب ۸۵ درصد آرا پیروز شد؛ در‌حالی‌که دو رقیبش یعنی محمود کاشانی و حبیب‌الله عسگراولادی به ترتیب کمتر از ۱۰ و دو درصد آرا را به دست آورده بودند.

سال ۶۸ هم هاشمی‌رفسنجانی که سال‌ها رئیس مجلس بود، با فاصله از دیگر چهره‌های انتخاباتی قرار داشت و مورد اجماع هر دو جناح راست و چپ بود. تنها رقیب انتخاباتی هاشمی، عباس شیبانی بود، اما او با کسب ۹۴ درصد آرا، شیبانی را پشت‌سر گذاشت. سال ۷۲ هم تنها رقیب هاشمی احمد توکلی بود که هاشمی با کسب ۶۳ درصد آرا دوباره رئیس‌جمهوری شد.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس دیروز با اشاره به اینکه تعدد کاندیدا‌ها در جبهه انقلاب، با اجماع و انسجام سازگار نیست و از همه افرادی که خود را در معرض نامزدی قرار داده‌اند، برای انسجام بیشتر دعوت می‌کنم، گفته است که رئیسی آخر هفته جاری ثبت‌نام می‌کند و برای همین بنده بنای ثبت‌نام در انتخابات را ندارم. به نظر می‌رسد که این وضعیت درباره چهره‌هایی مانند محسن رضایی و سعید جلیلی هم صادق است و اصلا وارد وادی ثبت‌نام نخواهند شد.

درباره چهره‌های مرزی‌ای مانند علی لاریجانی هم این وضعیت صادق است؛ چرا‌که لاریجانی با توجه به وضعیت متزلزلی که در جریان اصولگرایی دارد، به‌هیچ‌عنوان وارد یک بازی بازنده نمی‌شود. دیروز اخباری به نقل از او ذکر شد که از تغییر ایده علی لاریجانی و تصمیم تازه برای ورود به عرصه انتخابات حکایت داشت، اما بلافاصله تکذیب شد.

به گزارش خبرگزاری های داخلی؛ کمال‌الدین پیرمؤذن نماینده ادوار مجلس گفته است: یکی از نزدیکان آقای لاریجانی به من گفته بود که آقای لاریجانی کاندیدا می‌شود، بنده هم بر همین اساس مصاحبه کردم و گفتم که ایشان کاندیدا خواهد شد. اما روز گذشته، آقای دکتر لاریجانی با من تماس گرفتند و گفتند که این مصاحبه را تکذیب کنم؛ آقای لاریجانی گفت که کاندیدا نمی‌شود. اما آیا ممکن است رخداد سال ۸۴ تکرار شود که ظاهرا علی لاریجانی چهره یا نامزد اصلی جریان اصولگرایی، اما در‌نهایت محمود احمدی‌نژاد رأی آورد؟ به دلایل مشخص پاسخ این سؤال منفی است.

لاریجانی آن سال نامزد اصلی بود، اما نامزد اجماعی نبود. در کنار او همان زمان قالیباف هم که چهره کم‌وزنی در آن جریان نبود، در انتخابات حضور داشت. به اضافه اینکه آن زمان جریان رقیب یعنی اصلاح‌طلبان هم حضور جدی در انتخابات داشت و عملا انتخابات دو‌قطبی بود.

به علاوه اینکه تأثیر و وزن اکبر هاشمی‌رفسنجانی هم که نه کاملا درون اصلاح‌طلبی و نه اصولگرایی می‌گنجید، برای تغییر معادلات آن انتخابات کافی بود که همین‌طور هم شد و در‌نهایت دور دوم انتخابات آن سال بدل به یک دوقطبی نفسگیر کامل بین هاشمی، نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان و محمود احمدی‌نژاد نامزد جریان اصولگرایی شد. شرایط انتخابات ۱۴۰۰ به‌هیچ‌روی شبیه ۸۴ نیست.

مقاله قبلیگستردگی درگیری ها در منطقه به واسط ارسال اسلحه توسط جمهوری اسلامی برای حوثی ها
مقاله بعدیساخت یک موتور جت مافوق صوت جدید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.