صبح دبروز حمید رضا مرادی و مصطفی دانشجو، دو تن از وکلا و فعالان زندانی حقوق دراویش که در بیمارستان مرکز قلب بستری بودند، در اقدامی اعتراضی به زندان اوین بازگشتند.

ظهر دیروز مسئولین قضایی با ارسال نامه‌ای خواستار بازگشت مجدد حمید رضا مرادی و مصطفی دانشجو به بیمارستان شهدای تجریش شدند، و با وجود اینکه پزشکان این بیمارستان با توجه به شرایط این دو بیمار حاضر به ترخیص آن‌ها نبودند، باز هم بر انتقال این بیماران پا فشاری کردند.

دادیار قضایی علت بازگشت آن‌ها را تعلل در درمان عنوان کرده بود، در حالی که درمان این دو درویش بیمار بیش از سه ماه، در بیمارستان شهدای تجریش متوقف شده بود و در انتظار صدور مجوز انتقال به بیمارستان قلب بودند، زیرا به توصیهٔ پزشکان بیمارستان شهدا برای درمان بیماری‌های قلبی این دو درویش مناسب نبود.

این دو درویش زندانی با ابراز تاسف از اینکه لجبازی‌های مسئولین قضایی به حدی رسیده است که جان انسان‌ها را هم بازیچه قرار می‌دهند و حتی به جرات، در روند درمان و تشخیص بیماری نیز اظهار نظر می‌کنند، و با اعتراض به این نحو برخورد و همچنین عدم اعزام آقای افشین کرم‌پور به بیمارستان با وجود درد شدید، به زندان اوین بازگشتند.

پزشک معالج آقای مرادی در گزارش ترخیص وی این طور نوشت: «با توجه به نیاز مبرم به جراحی عروق، با دستور مقام قضایی علیرغم توجه اکید پزشکان به لزوم ادامه مراقبت‌ها و توضیح عواقب، قبول مسئولیت از سوی مقام قضایی، تحویل مامورین زندان شد»

این انتقال در حالی انجام شده که هفته آتی برای حمیدرضا مرادی وقت عمل عروق تعیین شده بود، وی از گرفتگی شدید عروق منتهی به پا رنج می‌برد، پزشکان بار‌ها قطعی هر دو پا را از عواقب تاخیر در درمان وی اعلام کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، مصطفی دانشجو نیز که از بیماری شدید تنفسی رنج می‌برد، اخیرا در زندان دچار آ-ریتمی قلبی شده بود که تا قبل از بازگشت به زندان، زیر نظر پزشکان مراحل آزمایشات و تشخیص را سپری می‌کرد.

مقاله قبلیشروع مجدد تحصن دراویش در بند 350 اوین به علت عدم انتقال افشین کرم پور به بیمارستان
مقاله بعدیاصغر فرهادی نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه را می‌گیرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.