طرفداران کاندیداهای اصلاح طلب که پس از انصراف محمدرضا عارف همگی در کنار حسن روحانی قرار گرفتند، دیروز اولین حضور خیابانی خود را در تهران با سردادن شعار به امتحان گذاشتند.

با اینکه طی روزهای گذشته محمدرضا عارف و حسن روحانی هر دو در سفر به شهرهای مختلف شاهد حضور طرفداران خود در خیابان های اطراف محل سخنرانی بودند اما این اولین تجمع خیابانی در این دور از انتخابات است که با حضور طرفداران اصلاح طلب تهرانی اما در غیاب کاندیداها برگزار میشود.

«دولت گاز انبری نمیخواهیم»

مسعود یکی از شاهدان که خود در این تجمع حضور داشته است دراین باره به خبرگزاری فرانسه میگوید:

حدود صد نفر از طرفداران حسن روحانی در میدان ولی عصر دور هم جمع شده بودند. تعداد زیادی از مردم هم آنها را تماشا میکردند و گاهی به وجد می آمدند و دست میزدند. من چند بار سعی کردم عکس بگیرم ولی به علت حضور پلیس ممکن نشد. پلیس دخالت محدودی در تجمع داشت و کسی را دستگیر نکرد. نکته قابل توجه اینکه این نیروهای پلیس همگی از نیروهای انتظامی کلانتری ها بودند و خبری از نیروهای ویژه نبود. پلیس‌ها اکثرا سرباز و حدود 60 نفر بودند و باطوم و گاز داشتند

مردم هم شعارهای زیادی در این تجمع دادند از جمله دولت گازانبری / نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم… عارف زنده باد / روحانی پاینده باد… فرزند کوروش هستیم / یار روحانی هستیم… حسین حسین شعار ما شهادت افتخار ما…. سلام برهاشمی / درود بر خاتمی… تا خون در رگ ماست / اصلاحات دولت ماست… جلیلی هسته ای / برو بخواب خسته ای…

 

عکس بالا متعلق به سفر چند روز پیش حسن روحانی به شهر سنندج است.

مقاله قبلیدر پایان چندین ساعت درگیری، نیروهای ضد شورش بدون موفقیت مجبور به ترک میدان تقسیم شدند
مقاله بعدیشهرام ناظري از حسن روحاني حمايت کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.