بنابه گزارشات رسیده صبح روز چهارشنبه ۴ زندانی جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام به سلولهای انفرادی زندان بندرعباس منتقل شدند.

روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۴ زندانی از بندهای جوانان و سایر بندها به سلولهای انفرادی زندان بندر عباس منتقل شدند . ۲ تن از زندانیان از بند جوانان می باشند و هنگام دستگیری زیر سن قانونی بوده اند. اسامی این ۲ زندانی که در سنین نوجوانی دستگیر شدند عبارتند از احمد رحیمی ۲۰ ساله و و بیش از ۳ سال در بند جوانان زندانی است و امید شکاری که در حال حاضر ۲۱ ساله می باشد.

زندانی دیگربا نام ضرغام حدود ۳۰ ساله می باشد و نام نفر چهارم هنوز نامشخص است.

رژیم ولی فقیه پس از گزارشهای نقض حقوق بشر دبیر کل سازمان ملل متحد و گزارشگر ویژه به شورای حقوق بشر ، گزارش سازمان عفو بین الملل و قطعنامه محکومیت پارلمان اروپا که بطور خاص در این گزارشها و محکومیتها بر مسئله اعدام تاکید نموده بودند برای مدت کوتاهی تا حد زیادی اعدام را کاهش داد ولی به نظر می آید که موج جدید اعدام های جمعی را مجددا آغاز نموده است.

گزارشها و محکومیتهای فوق که بطور خلاصه می توان گفت سعی در گرفتن طناب دار از دست آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی دارند باعث واکنشهای هیستریک ، غیر متعارف توام با عربده کشی و فحاشی علیه دبیر کل سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه و پارلمان اروپا همراه بود .واقعیت امر این است که آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی با در دست داشتن طناب دار می توانند فضای رعب و وحشت را در جامعه حاکم کنند .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ضمن محکوم کردن انتقال گروهی زندانیان جوان وبی دفاع برای اجرای حکم ضدبشری اعدام، از دبیر کل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بین المللی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه به دادگاه کیفری بین المللی است

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۱ فروردین ۱۳۹۲ برابر با۹ آوریل ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاز دستیابی به حقیقت تا تحقّق عدالت: دادگستری در دوران گذار
مقاله بعدی«خاویر باردم» مقابل دوربین «شون پن» می‌رود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.