افتخار بزرگی برای ایرانیان، به ویژه زنان قهرمان ایرانی!

0
262

وقتی که در اثر حضور یک حکومت اشغالگر و جانی در ایران، که پشتیبان تروریست هم نام گرفته است؛ رئیس جمهوری کشور آمریکا، ورود ایرانیان به مملکت اش را در کنار چند کشور اسلامی دیگر، از جمله سومالی، سوریه، لیبی، عراق و یمن، برای مدتی محدود ممنوع اعلام کرده است. پرواز یک فضانورد ایرانی به مریخ، که از میان بیش از ۳۶۰ فضانورد آمریکائی جهت سفر به مریخ انتخاب می شود. همزمان دو مشت بسیار قوی بر دهان حاکمان مستبد و زن ستیز ایرانی، و دولتمرد کشور متبوع این زن نابغه ایرانی کوفته می شود!

اولی(حاکمیت منفور جمهوری پلید اسلامی) باید زین پس هرگاه که می خواهد در مورد دختران و بانوان ایرانی، که هر یک ماده شیری شرزه می باشند حرفی بزند و دستوری صادر نماید؛ چندین بار با گلاب ناب قمصر کاشان دهان کثیف اش را بشوید. سپس به خودش اجازه سخن گفتن در باره زنان دلاور ایرانزمین را بدهد!

خانم یاسمین مقبلی، یک شهروند ایرانی – آمریکائی است؛ که از پدر و مادری ایرانی در دهه ۱۹۷۰ در آلمان متولد شده است؛ اکنون که ساکن ایالات متحده آمریکاست، یکی از آخرین انتخاب شدگان سازمان فضائی ناسا، برای پروژه سفر به مریخ می باشد. ایشان به عنوان یکی از گروه فضانوردی برای پروژه سفر به مریخ انتخاب شده، و از معدود مهاجران خاورمیانه ای است؛ که طی چند دهه گذشته، در تیم های فضانوردی ناسا حضور داشته است!

طبق گزارش نیویورکر، هفت مرد و پنج زن در این پروژه حضور دارند؛ که خانم یاسمین مقبلی هم یکی از این زنان فضانورد است. او در دانشگاه ” ام آی تی ” آمریکا در تیم بسکتبال بوده، و از سوی نیروی دریائی این کشور به عنوان خلبان هلیکوپتر کبرا در افغانستان مآمور بوده است. نیویورکر نوشته است: ” انتخاب خانم مقبلی برای تیم فضانوردی سفر به مریخ، در خلال بحران ورود مهاجران خاورمیانه ای به آمریکا اتفاق افتاد است؛ و این اتفاق در حالی است که نام ایران، در بین کشورهای شامل منع ورود مهاجران از سوی پرزیدنت ترامپ به آمریکا، در کنار شش کشور مسلمان دیگر دیده می شود. ” !

از سال ۱۹۵۹ تا کنون، در میان سیصد و شصت تن برای سفر به فضا، تنها دوازده تن از آنها از میان مهاجران بوده اند. که بیشتر آنها از کشورهای آرژانتین، استرالیا، هند و پرو هستند؛ یعنی کشورهائی که آمریکا با ایشان روابط خوبی دارد؛ و ایران تا کنون هرگز در این طبقه بندی جائی نداشته است!

به گزارش این نشریه، خانم یاسمین مقبلی، با آن که هنوز به ایران سفر نکرده است؛ زبان پارسی را به خوبی حرف می زند؛ و پیوسته به عنوان سرزمین اجدادی اش ایرانی شناخته می شود(قابل توجه والدینی که در این رابطه کوتاهی می کنند؛ و فرزندان شان را از موهبت فرا گرفتن زبان مادری شان محروم می نمایند. و بعد از دو سه ماهی که از ورودشان به یک کشور بیگانه می گذرد؛ هنگام صحبت کردن با هم میهنان شان، با لکنت کلام سخن می گویند و از شنونده عذرخواهی می کنند: ” ببخشید، بعضی از کلمات فارسی را فراموش کرده ام !!!) ؛ برای خانم یاسمین مقبلی گرامی، سفری خوش به مریخ را آرزو می کنیم. با این امید که پیوسته خبرهای بیش از پیش موفقیت آمیز هم میهنان مان، به ویژه دختران و زنان دلاور  قهرمان کشور عزیزمان ایران، را بشنویم و به دیگران نیز گزارش نمائیم.

محترم مومنی

مطلب قبلیچراغ سبز دونالد ترامپ برای بازگشت شرکت فرانسوی توتال به ایران؛ فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
مطلب بعدیاین یک رستاخیز است: به سوی مساجد “اسلام حقیقی” فردا
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.