شکوفه یداللهی و سپیده مرادی دو زن درویش محبوس در زندان قرچک سرانجام پس از ۵ ماه پیگیری های مستمر به مراکز درمانی اعزام شدند.

خانم یداللهی در حادثه‌ی گلستان هفتم در اثر اصابت جسم سنگین به ناحیه جمجمه دچار اختلال در بویایی و بینایی و شنوایی شده بود که سرانجام پس از ۵ ماه تحمل درد و عوارض ناشی از جراحات وارده روز گذشته برای معاینه‌ی مقدماتی به بیمارستان اعزام و سپس به زندان بازگردانده شد.

سپیده مرادی نیز به دنبال دندان‌درد شدید پس از پنج ماه تعلل در روند درمانی به سبب بازداشت غیرقانونی و ممانعت مسئولین بهداری زندان زنان قرچک از اعزام به مراکز درمانی تخصصی ، سرانجام روز گذشته توسط پزشک متخصص معاینه و به زندان بازگردانده شد.

به گزارش مجذوبان نور؛ این دو زن همراه با شماری دیگر از زنان درویش در ساعات بامدادی یکم اسفند سال گذشته با شدت عمل نیروهای لباس‌شخصی به وضعی غیرانسانی و همراه با ضرب و شتم بازداشت و در زندان قرچک زندانی شدند اما نه‌تنها به جراحات و آسیب‌های جسمی آنان رسیدگی نشد بلکه در زندان نیز مورد حمله‌ی مجدد گارد زندان قرار گرفتند؛ حادثه‌ای که باعث شد صدها درویش مرد زندانی در زندان تهران بزرگ دست به تحصنی اعتراض‌آمیز بزنند که تا امروز نیز ادامه یافته است.

مقاله قبلیسریر موقن، پس از چهار سال تحصیل در ترم آخر به دلیل بهایی بودن از دانشگاه اخراج شد
مقاله بعدیجشنواره ونیز آثارش را معرفی کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.