بنابه گزارشات رسیده صبح امروز یک زندانی سالمند که بیش از ۱۰ سال در زندان بود در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد.

روز شنبه ۲ آذر ماه زندانی رشید ریگی ۶۰ ساله که بیش از ۱۰ سال در زندان مرکزی زاهدان زندانی بود پس از ۲ روز در انتظار مرگ به دار آویخته شد.

او روز پنجشنبه ۳۰ آبان ماه از بند ۴ به سلولهای انفرادی بند قرنطینه زندان مرکزی زاهدان منتقل گردید تا اینکه صبح امروز وی را به دار آویختند.

رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای اعدام زندانیان سیاسی و اعدام های گروهی را به عنوان تنها ابزاری که برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه بکار می برد. بخصوص که نارضایتی عمومی در ایران در آستانه انفجار قرار دارد.

لذا برای گرفتن این ابزار قرون وسطایی اعدام از دست ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی که به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است . باید هموطنان در ایران و جهان صدای خود را رسا تر نمایند تا کمیسر عالی حقوق بشر و دبیر کل سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل متحد را وادار به اقدامات عملی برای پایان دادن به کشتار در ایران نمایند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، به اجرا در آوردن اعدام های جمعی در زندانهای ولی فقیه را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول آذر۹۲ برابر با ۲۲ نوامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی۵ سال مقاومت دراویش اصفهان؛ برگزاری مجلس درویشی زیر باران شدید
مقاله بعدیانتقال زندانی سیاسی ایرج محمدی به سلولهای انفرادی و اعتصاب غذا وی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.