کشورهای بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا به اعدام «علی‌رضا اکبری»، شهروند دوتابعیتی ایرانی – بریتانیایی و معاون پیشین وزارت دفاع جمهوری اسلامی به شدت واکنش نشان داده و اقدام جمهوری اسلامی را «وحشیانه»دانسته و محکوم کردند.

در همین راستا جیمز کلورلی، وزیر خارجه بریتانیا گفت کشورش در اعتراض به اعدام اکبری، سفیر خود در تهران را موقتاً از ایران فرامی‌خواند.

وزارت خارجه آمریکا اعدام علیرضا اکبری در ایران را «ناعادلانه»، «با انگیزه سیاسی» و «هولناک» توصیف و محکوم کرد.

دولت بریتانیا شنبه 24 دی در واکنش به این اقدام جمهوری اسلامی، محمدجعفر منتظری، دادستان کل جمهوری اسلامی را در فهرست تحریم‌های این کشور قرار داد.

جیمز کلورلی، وزیر خارجه بریتانیا تحریم‌های اعمال شده علیه دادستان کل جمهوری اسلامی را نشانه «اشمئزاز» بریتانیا در واکنش به اعدام اکبری توصیف کرد.

کلورلی به جزئیات تحریم‌های اعمال شده علیه محمد جعفر منتظری اشاره‌ای نکرد، اما گفت که «دادستان کل محرک اصلی در به‌کارگیری مجازات‌های اعدام در ایران است» و جمهوری اسلامی را در ارتباط با نقض‌های هولناک حقوق بشر در این کشور «مسئول» دانست.

وزارت خارجه بریتانیا نیز کاردار سفارت جمهوری اسلامی در لندن را در پی اعدام علیرضا اکبری احضار و مراتب اعتراض شدید خود را به او ابلاغ کرد.

ریشی سوناک، نخست‌وزیر بریتانیا نیز در واکنش به اعدام علیرضا اکبری به اتهام جاسوسی، در توییتی نوشت: «من از اعدام علیرضا اکبری، شهروند بریتانیایی ایرانی وحشت‌زده شدم. این یک اقدام بی‌رحمانه و بزدلانه به دست یک رژیم وحشی بود که احترامی برای حقوق مردم خود قائل نیست. با دوستان و خانواده علیرضا ابراز همدردی می‌کنم.»

امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه شنبه در واکنش به اعدام «علی‌رضا اکبری» شهروند دوتابعیتی ایرانی- بریتانیایی توسط رژیم جمهوری اسلامی آن را «اقدامی زشت» و «وحشیانه» توصیف کرده و همبستگی کشورش را با بریتانیا اعلام کرد.

العربیه نوشت؛ فرانسه که دست‌کم هفت نفر از شهروندان آن علاوه بر شهروندانی دیگر از بیش از 15 کشور جهان از آغاز اعتراضات ضد‌حکومتی تاکنون از سوی نهادهای رژیم جمهوری اسلامی در ایران بازداشت شده‌اند، با نگرانی در اعتراض به اعدام اکبری، کاردار سفارت جمهوری اسلامی در پاریس را به وزارت خارجه خود احضار کرد.

آنالنا بربوک، وزیر خارجه نیز آلمان اعدام اکبری را یکی دیگر از اقدامات «غیرانسانی» رژیم «وحشی» در ایران دانسته و محکوم کرد.

وزارت خارجه آمریکا اعدام علیرضا اکبری در ایران را «ناعادلانه»، «با انگیزه سیاسی» و «هولناک» توصیف و محکوم کرد.

سفیر آمریکا در لندن نیز در واکنش به اعدام اکبری اعلام کرد که ایالات متحده از بریتانیا در محکوم کردن اقدامات «وحشیانه» جمهوری اسلامی حمایت می‌کند.

مقاله قبلیزنده بودن 22 خدمه سانچی اما در بازداشت
مقاله بعدیروزنامه جوان: «باتوم» برای برقراری امنیت راهگشاست
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.