بنابه گزارشات رسیده  اعتصاب غذای زندانی سیاسی کریم موسی زاده در زندان مرکزی بندرعباس در اعتراض به شرایط و برخوردهای غیر انسانی با وی.

روز شنبه ۱۸ مرداد ماه زندانی سیاسی کریم موسی زاده از هموطنان کرد که بصورت تبعید در زندان مرکزی بندرعباس زندانی است در اعتراض به شرایط و برخوردهای غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات و قاضی به اصطلاح ناظر بر زندان دست به اعتصاب غذا زده است .

علیرغم گذشت نزدیک به ۴ روز و گرمای شدید، وضعیت جسمی این زندانی رو به وخامت گذاشته است اما زندانبانان ولی فقیه از رسیدگی به خواسته های به حق این زندانی خوداری می کنند.

زندانی سیاسی کریم موسی زاده ۳۳ ساله ، ۴ سال پیش دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد.او نزدیک به ۴ سال است که در بند ۷ زندان بندرعباس زندانی است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، برخوردهای غیر انسانی و ضدبشری با زندانیان سیاسی که آنها را به سوی اعتصاب غذا سوق می دهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت و ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۱ مرداد ۹۳ برابر با ۱۲ اوت ۲۰۱۴
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیهشدار و خطاب جمعی از زندانیان سیاسی به نهادهای مدافع حقوق بشر و مردم ایران
مقاله بعدییورش وحشیانه به بند ۱ زندان مرکزی زاهدان و مورد اذیت و آزارقرار دادن زندانیان سیاسی و عادی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.