بنابه گزارشات رسیده  اسامی ۱۰ نفر از مردم ایران که به صورت گروگان در دست مامورین ولی فقیه بودند و صبح دیروز در یک انتقام گیری کینه توزانه آنها را به دار آویختند.

بامداد روز شنبه ۴ آبان ماه ۱۶ زندانی سیاسی که به گروگان گرفته شده بودند در یک اعدام گروهی و ضد بشری در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند .تمامی آنها مخفیانه اعدام شدند و حتی به خانواده های آنها اجازه آخرین وداع داده نشد . بازجویان وزارت اطلاعات و محمد مرزیه دادستان ولی فقیه در این استان تا این لحظه از تحویل پیکر جانباختگان راه آزادی مردم ایران به خانواده هایشان خودداری می کنند.

اسامی ۱۰ تن از جان باختگان راه آزادی مردم ایران به قرار زیر می باشد:

۱ـ عبدالمالک میر بلوچ زهی معروف به حمزه ریگی متولد سال ۱۳۶۳، وی بیش از ۳ سال در سلول انفرادی بسر برد.اودر زمستان ۸۸ دستگیر و به اعدام محکوم شد.

۲ ـ عبدالوهاب ریگی هنگام دستگیری در مهر ماه ۱۳۸۹ هفده ساله بود. برادر جانباخته راه آزادی عبدالباسط ریگی فعال اینترنتی که مهر ماه سال گذشته در یک انتقام گیری کینه توزانه همراه با ۲ زندانی دیگر در زندان زاهدان اعدام شدند.

۳- ـ مهر الله ریگی مهر ماه ۱۳۸۹ هنگامی که ۱۷ سال سن داشت با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر گردید و ماه ها تحت شکنجه های طاقت فرسای جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت او بدون داشتن وکیل مورد محاکمه قرار گرفت این محاکمه فرمایشی چند دقیقه بطول نیانجامید و او را محکوم به اعدام نمودند.این نوجوان زندانی مدتی در زندان سمنان در تبعید بسر می برد.

۴ ـ نوید شجاعی ۲۱ ساله در اسفند ۱۳۸۹ دستگیر شد و پس از شکنجه های جسمی و روحی توسط بازجویان وزارت اطلاعات در دادگاه انقلاب زاهدان بدون داشتن وکیل و حق دفاع از خود به اعدام محکوم شد .

۵-ـ حبیب الله ریگی نژاد شورکی متولد ۱۳۵۹ حدود ۵ سال پیش با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد او به مدت ۱۸ ماه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات زاهدان تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت.بازجویان وزارت اطلاعات اتهام واهی و دروغین به او نسبت دادند و در بدو دستگیری او را به تخت شکنجه ای بستند که بازجویان وزارت اطلاعات این تخت را تخت معجزه می نامیدند.بازجویان در طی مدت شکنجه ناخن های وی را کشیدند، با شوکر برقی او را برای مدت طولانی مورد شکنجه قرار دادند و شیوه های مختلف شکنجه را علیه وی بکار بردند تا او را وادار به اعترافات دروغین نمایند.در دادگاه شاکی وی اعلام نمود که این زندانی جزء ربایندگان وی نبوده است.این زندانی سیاسی به صرف اینکه فامیل وی ریگی است و همسایه عبدالمالک ریگی می باشد به گروگان گرفته شده است.ماه گلی بازجوی سابق وزارت اطلاعات که در حال حاضررئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان می باشد علیه وی حکم اعدام را صادر نمود.او در بند ۴ زندان زاهدان در انتظار اجرای حکم ضد بشری اعدام بسر می برد.

۶-ـ حامد وکالت ۲۰ ساله در سال ۱۳۸۸ در شهرستان چابهار دستگیر و در دادگاه زاهدان به اعدام محکوم گردید

۷-ـ بشیراحمد حسین زهی ۲۷ ساله ،در سال ۱۳۸۹ در شهرستان سراوان دستگیر شد و در شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان به اعدام محکوم شد.

۸ـ زندانی سیاسی جیهند ریگی در سال ۱۳۸۹ دستگیر شد و چند ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار گرفت. سپس بازجویان وزارت اطلاعات تحت شکنجه های وحشیانه او را وادار به اعتراف علیه خود نمودند و با پرونده سازی و درخواست حکم اعدام برای وی ، پرونده او را به شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان توسط فردی به نام ماه گلی که ضدیت هیستریک با هموطنان بلوچ و اهل سنت دارد ارجاع دادند . زندانی سیاسی جیهند ریگی توسط مه گلی به اعدام محکوم شد .

۹-ـ ناظر ملازهی ۲۶ ساله ۱۰ ماه سلول انفرادی تاریخ دستگیری تابستان ۸۹ حکم اعدام محل دستگیری سراوان

۱۰ـ-شیراحمد حسین زهی ۲۸ ساله ۱۳ ماه سلول انفرادی تاریخ دستگیری تابستان ۸۹ حکم اعدام محل دستگیری سراوان

در مراسم انتقام گیری کینه توزانه اعدام ۱۶ زندانی سیاسی هموطن بلوچ، محمد مرزیه و ماه گلی و بازجویان وزارت اطلاعات حضور داشتند و گفته می شود که خود محمد مرزیه دادستان ولی فقیه در این استان طناب دار را بر گردان جانباختگان راه آزادی انداخت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام ۱۶ زندانی سیاسی که بصورت گروگان در زندان نگهداری می شدند را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران خواستار احاله پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به مقامات قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۴ آبان ۱۳۹۲ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل ملل متحد آقای بان کی مون

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیایران: سایت غنی سازی “فردو” خط قرمز است
مقاله بعدیتجمع و اعتراضات خانواده های جانباختگان راه آزادی مردم ایران مقابل استانداری ،فرمانداری و دادستانی زاهدان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.