از اینها اصرار و از آنها انکار!! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
105

اختلافات میان سران جمهوری اسلامی با دولتمردان ایالات متحده آمریکا، مورد جدیدی نیست. زیرا از بدو برقراری جمهوری ننگین اسلامی در چهل سال پیش، که خود آمریکائی ها با به کار گرفتن حیله های ضد حکومت پادشاهی پهلوی، که آن را از حیطه اعتبار ساقط کردند؛ و این جنایتکاران ضد ایرانی را جایگزین آن نمودند. تظاهر نمودن به دشمنی با یکدیگر را نیز آغاز کرده اند. اما در این برهه زمانی، قضیه از مرز تظاهر نمودن به دشمنی با همدیگر توسط اینها عبور کرده، و بیش از هر مورد دیگری، بوی خیانت را هم به مشام آدمی می رساند!

یا دست کم اگر دوستی هم در میان شان نباشد؛ دشمنی شان هم تا حد استهزاء آمیزی، دروغین و بی اعتبار به نظر می رسد؛ که متاسفانه، به آنانی که به نقش دونالد ترامپ برای سرنگونی این رژیم واپسگرا امید بسته اند باید گفت؛ که اینها امیدشان را به نا امیدی تبدیل خواهند نمود. آنانی که جز به فکر منافع خود و حکومت و کشور خویش نیستند؛ بر این باور اند. هر چه حضور آخوندها در ایران طولانی تر، منافع بین المللی ایشان افزون تر!

از روز دوشنبه بیست و سوم سپتامبر سال جاری(۲۰۱۹ میلادی) مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل متحد تشکیل گردید. شاخ و شانه کشیدن های سرکردگان دو حکومت ایالات متحده آمریکا، و جمهوری آخوندی برای همدیگر، چنان بی پایه و اساس مطرح شده و می شوند؛ که گوئی همگی شان می خواهند، در سالن اجرای یک نمایشنامه بین المللی سالیانه حضور پیدا بکنند؛ و در این رابطه باید که دیالوگ ها و رل های شان را، همچنان با تظاهر به دشمنی با یکدیگر، در معرض تماشا و قضاوت جهانیان بگذارند!

استیون منوچین(منوشین) وزیر خزانه داری آمریکا، در پاسخ به خبرنگاران ان بی سی، که از وضعیت جمهوری اسلامی از وی پرسیده بودند گفته است: « ما پول رژیم ایران را قطع کرده ایم؛(تحریم ها اجازه نمی دهند که ملاها بتوانند نفت و سایر صادرات پولساز کشور را بفروشند و درآمد مکفی داشته باشند.) ؛ و آنها اکنون مستاصل هستند؛ و تمامی اعمال اخیر آنها(از جمله حمله به آرامکو در عربستان سعودی) ، به همین خاطر است.» ظاهرا آقای وزیر خزانه داری ینگه دنیا فراموش کرده است. که در همان موقعی هم که جناب شان پول آخوندها را قطع نکرده بودند( در زمان ریاست جمهوری پرزیدنت جورج دبلیو بوش، که هنوز تحریمی به صورت کنونی و به این سنگینی برای شان ترتیب داده نشده بود.) این زیاده طلبان با ایجاد دسیسه هائی، موجب درگیری نظامی میان ایران و عراق گشتند. تا با باز کردن پای آمریکا به منطقه خاورمیانه، به ویژه در عراق و در ایران، به دنیا و مخصوصا به کشورهای کوچک در حاشیه خلیج همیشه پارس نشان بدهند؛ که تا چه اندازه قدرت داشته اند؛ که توانسته اند پای آمریکا را به این طرف جهان باز بکنند؟!

ولی با دستور رئیس جمهور وقت آمریکا(جورج دبلیو بوش)، نظامیان این کشور به بهانه فعالیت های اتمی صدام حسین، به عراق حمله نمودند؛ و آب پاکی را روی دست سردمداران رژیم آخوندی در ایران ریختند. هر چند که نتوانستند در عراق آن روزگار، اثری از اورانیوم غنی شده و دیگر فعالیت های اتمی در آنجا پیدا بکنند. ولی توانستند، برای مدتی نامعلوم، نظامیان آمریکائی را در آنجا مستقر سازند. که همان نیز آغازگر حضور های بعدی شان، در برخی دیگر از کشورهای درون منطقه گردید!

ظاهر این امر حکایت از آن داشت؛ که آمریکا در صدد دادن پاسخی مناسب به سران جمهوری آخوندی در ایران بوده است. و می خواسته در جواب « مرگ بر آمریکا » گفتن های حاکمیت اسلامی و پیروان داخلی و خارجی ایشان، خود را به نزدیکی آنها برساند و مستقر گردد. تا که در موقعیت مقتضی، از هر سو که خواست، جهت سرنگون کردن حکومت ملاها به ایران حمله کند!

درست مانند حالا، که تمامی گزارشات بین المللی حاکی از آن شده است: « که آیا ترامپ و روحانی در اجلاس عمومی سالیانه سازمان ملل متحد، با یکدیگر ملاقات و گفتگو خواهند داشت یا خیر؟» و در این رابطه رئیس جمهور خام و جوان فرانسه نیز، دوباره عنوان نموده است؛ که همه تلاش خود برای دیدار ترامپ و روحانی را به کار خواهد گرفت. و این در حالی است؛ که هر دو سوی قضیه( دو ریاست جمهوری آمریکا و ایران) در طی چند روز اخیر، همه جا اعلام نموده اند؛ که قصد ملاقات با یکدیگر را ندارند!

اما وزیر امور خارجه حاکمیت دیکتاتوری اسلامی، هنگام ورود به نیویورک برای حضور در مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل متحد، به خبرنگار شبکه آمریکائی سی ان ان گفته است: « عناصر تندروئی در داخل آمریکا وجو دارند؛ که خواهان بسته ماندن درهای « دیپلماسی » با جمهوری اسلامی هستند. خبرنگار سی ان ان از ظریف می پرسد: « گفته اید که رئیس جمهوری آمریکا، قصد بستن درهای مذاکرات ( دیپلماسی ) با جمهوری اسلامی را دارد. منظورتان چیست؟ » ظریف در جواب این خبرنگار گفته: « تنها دلیلی که آنها بار دیگر موضوع تحریم بانک مرکزی را مطرح کرده اند؛ ناممکن ساختن مذاکرات است. به نحوی که کار را برای این رئیس جمهور کنونی(دونالد ترامپ) و یا جانشین وی، جهت حذف آن از فهرست تحریم ها بسیار مشکل می سازد. (ظاهرا ظریف چشم انتظار است؛ که تحریم ها حذف شوند. که این امر در شرایط کنونی میسر نیست؛ و به دلایل سیاسی نخواهد هم بود.)!

وزیر امور خارجه رژیم ملاها، همچنین به خبرنگاران گفته است: « اکنون موانع، بسیار بلند هستند؛ و فکر می کنم، افرادی که این موضوع را به رئیس جمهور ترامپ ارائه و پیشنهاد کرده اند؛ خواستار بسته شدن درهای مذاکرات (دیپلماسی ) هستند. در زمان ریاست جمهوری وی، یا حتی پس از اتمام ریاست جمهوری او ..… » !

رئیس جمهور آمریکا اما، در دیداری که با نخست وزیر استرالیا در کاخ سفید داشت. به خبرنگاران گفته بود: می تواند در عرض یک دقیقه، دستور حمله نظامی، به مثلا پانزده هدف مهم در ایران را بدهد. اما می خواهد حتی الامکان از آن خوداری کند. وی در این رابطه افزوده است: « در مقابل ایران خویشتن داری بسیاری نشان داده ام. صدور دستور حمله بسیار آسان است. اما خویشتن داری نشانه قدرت است. برخی این را درک کرده، و برخی نیز خواستار اقدام سریع هستند. گزینه نظامی علیه رژیم ایران می تواند موفقیت آمیز باشد. اما نیازی نیست به این گزینه روی بی 
آوریم. » !

چه پیامی می تواند در این سخنان رئیس جمهوری ایالات متحده باشد؟ وی در این رابطه تردیدی ندارد؛ که سرانجام، مدیران ناکار آمد جمهوری پلید آخوندی در ایران کنونی، با پدید آوردن نیرنگی جدید، شرایطی را به وجود خواهند آورد؛ که پای یک مذاکرات طولانی مدت به میان آورده شود. تا که حضرات بتوانند؛ همانگونه که مذاکرات پیشین را به مدت سیزده سال به درازا کشاندند. این بار نیز چنین نمایند. تا که حاکمیت جنایتکار و تروریست پرور خودشان را، همچنان با همین روش های ضد ایرانی و ضد بشری ادامه بدهند!

این ایده بسیار بد و خطرناکی، در راستای رهائی مملکت ما از اشغال این رژیم منحط و ویرانگر است. که به همین اندازه بلکه بیشتر، به آرمان های ملی آزادیخواهان سرزمین مان نیز لطمه خواهد زد. مگر آن که سرانجام، ایرانیان دلاور درون مرزهای سرزمین عزیزمان، یکباره به خود آیند و جهت بازستاندن مام میهن شان از این جنایت پیشگان، قهرمانی های ایران آزاد کن خود را، برای سرنگونی هر چه زودتر این حاکمیت اهریمنی به منصه ظهور برسانند!

منتظر ماندن برای آزادسازی ایران و ایرانی به وسیله ابرقدرتی مانند ایالات متحده، خواب پریشانی است؛ که با یک تعبیر منطقی هیچ سر و کاری ندارد. زیرا نه فقط دونالد ترامپ، بلکه هیچ ریاست جمهوری دیگری در آمریکا، به خودشان اجازه نخواهند داد. که نام خود و کشورشان، به عنوان آغازگر یک جنگ جهانی دیگر، در تاریخ این دنیا ثبت بشود و بماند!

چرا که به آشکارا مشخص است؛ نه فقط چینی ها و روس ها، بلکه بعضی از کشورهای اروپائی هم، به خاطر حفظ کردن منافع خودشان با جمهوری اسلامی، اجازه نخواهند داد؛ که در صورت درگیری رژیم با هر کشوری(نه فقط با ایالات متحده) موجب از بین رفتن منافعی که ایشان، با معاملات پنهان و علنی خود که با جمهوری ملاها دارند گردد!

آمریکائی ها اگر بخواهند به دست نشانده خودشان در این سوی گیتی(رژیم آخوندی) نارو بزنند؟ از این پس دیگر حنای شان نزد هیچ حکومتی در هر کجای جهان رنگ نخواهد داشت. از این گذشته، آنها از تبانی چین و روسیه علیه خودشان بیمناک می باشند. به همین جهت نیز، مشغول سر دواندن حکومت و ملت ایران در موقعیت کنونی هستند. آنها برای اعتبار جهانی خودشان، بیش از جلب رضایت مردم ایران بها قائل می شوند. چه شما را خوش آید و چه نه؟!!

محترم مومنی

مطلب قبلی« ائتلاف امید» و « ابتکار صلح هرمز » ! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیاز انفجار نفتکش ها، تا حمله به « آرامکو » !! بقلم بانو محترم مومنی روحی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید


یک × 1 =