به‌نظر می‌رسد که اختلافات بین لشکر «فاطمیون» وفادار به رژیم جمهوری اسلامی که در سوریه و عراق مستقر شده‌ است و لشکر «عباس» وابسته به علی سیستانی مرجع تشیع در عراق، دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و اختلافات هر از چندگاهی که ظاهر و سپس ناپدید می‌شد اما این بار از سر گرفته شده و جنبه کاملاً علنی یافته‌ است.

«شبکه گرگ‌های الکترونیکی» وابسته به لشکر «فاطمیون»، حمله به میثم الزیدی رئیس «لشکر عباس» وابسته به علی السیستانی مرجع شیعه در عراق، را آغاز کرد.

این شبکه تأکید دارد که الزیدی «نماینده کشوری خارجی» در عراق است.

این اختلافات معمولاً با توجه به زمینه وابستگی‌های برون مرزی به وجود می‌آید. لشکر «فاطمیون» که توسط سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی تشکیل شد، وفاداری تمام عیاری به رژیم جمهوری اسلامی و خامنه‌ای دارد، در حالی که لشکر «عباس» از سیستانی تبعیت می‌کند.

علائم چند دستگی‌ها و اختلافات ماه‌ها پیش میان جناح‌های عراقی وفادار به علی السیستانی مرجع مهم شیعیان عراق و سایر جناح‌های موجود در میان بسیج مردمی (حشد الشعبی) وفادار به رژیم جمهوری اسلامی، به ویژه در برابر اعتراضات مردمی در عراق آشکار گردید که سیستانی در بسیاری از موارد و در سخنرانی‌های خود از آنها حمایت کرد، در حالی که رژیم جمهوری اسلامی و عناصر وابسته به آن، این اعتراضات را هدف انتقادهای خود قرار داده و سعی در به شکست کشاندن آن‌ها کردند.

15 هزار عنصر

سپاه پاسداران، شبه‌نظامیان لشکر «فاطمیون» را تشکیل داد که شمار آنها طی سال‌های جنگ در سوریه 15 هزار نفر برآورد می‌شود که ترکیبش از پناهجویان افغان اقلیت شیعه هزاره، عضوگیری شده و از آنها به عنوان امواج انسانی علیه اپوزسیون مسلح سوریه استفاده می‌کند.

العربیه نوشت؛ رژیم جمهوری اسلامی بسیاری از آنها را برای شرکت در سرکوب اعتراضات نوامبر 2019 عراق فراخوانده بود و همچنین بخش دیگری را به افغانستان منتقل کرد تا دستور کار سپاه پاسداران را در آنجا اجرا کند.

مقاله قبلیاروپا نگران تاخیر در تحویل واکسن کرونا شرکتهای فایزر و آسترازنکا
مقاله بعدیرایزنی‌‌های آمریکا و اسرائیل درباره توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.