احمد جنتی٬ امام جمعه موقت تهران از اینکه دختران دانشجویی که می‌خواهند درس بخوانند٬ بعد از ورود به دانشگاه «چادر خود را بر می‌دارند و خراب می‌شوند» انتقاد کرده است.

آقای جنتی این اظهارات را در نماز جمعه روز ۲۹ شهریور ماه تهران بیان کرده است.

به گزارش تارنمای دیگربان؛ وی گفته است که «دانشگاه باید مرکز علمی و امن باشد. دانشجو نمره می‌خواهد و برای نمره هر کاری می‌کند. اگر حجابش بد بود به دانشگاه راهش ندهید و در نمره او تاثیر بگذارید.»

دبیر شورای نگهبان با انتقاد از «خاک خوردن» قانون «جحاب و عفاف» از حسن روحانی خواست در مورد اجرای قانون یادشده فقط «حرف» نزند و برای نظارت بر اجرای این قانون «مامورینی بگذارد.»

جنتی در ادامه اظهار کرده است: «البته ما به آقای رییس جمهور قبل هم گفته بودیم. من می‌گویم برادر محترم از کجا می‌خواهی شروع کنی؟ از جیره خواران و حقوق بگیران خود شروع کن. کسی که از شما حقوق می‌گیرد را در ادارات ملزم به رعایت حجاب اسلامی کن.»

وی ادامه داده که اجرای قانون «حجاب و عفاف» در «کوچه و بازار مشکل و سخت ولی ممکن است، کنار دریا مشکل است ولی محال نیست، اما آنچه آسان است در دانشگاه‌ها و ادارات است.»

روحانیون حاکم بر ایران سال‌هاست به بهانه حفظ حجاب٬ به زنان و دخترانی که اعتقادی به حجاب کامل اسلامی ندارند و یا افرادی که به صورت سنتی و نه ایدئولوژیک تنها دارای نوعی حجاب هستند٬ توهین می‌کنند.

در طول این سال‌ها دختران و پسران بسیاری به علت ظاهر خود که از نظر ماموران پلیس در ایران٬ دارای اشکال بوده٬ روانه بازداشتگاه‌ها شده و مدتی بعد با قید ضمانت و تعهد آزاد شده‌اند.

مقاله قبلیکیت بلانشت اولین کارگردانی‌اش را تجربه می‌کند
مقاله بعدیحضور “قاعده تصادف” در جشنواره فیلم توکیو قطعی شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.