علیرضا خانزادپور فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، طی تماسی تلفنی در روز چهارشنبه  93/11/29 به ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج احضار و چندین ساعت در رابطه با عضویت در کمیته هماهنگی، مورد بازجویی قرار گرفت.

این فعال کارگری از عضویت خود در کمیته هماهنگی دفاع و ایجاد تشکل های مستقل کارگری و طبقاتی کارگران را حق مسلم آنان و امر ایجاد آن را برای رهایی از فقر و فلاکت تحمیل شده به کارگران اجتناب ناپذیر دانسته است.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن احضار فعال کارگری علیرضا خانزادپور، اعلام می دارد که صاحبان سرمایه با فشار و احضار و بازداشت و زندانی کردن اعضای این کمیته و دیگر فعالین کارگری نمی توانند از تلاش کارگران برای رسیدن به خواستها و مطالباتشان و برخورداری از یک زندگی انسانی جلوگیری نمایند.

کمیته هماهنگی همچنین خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط زانیار دباغیان فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی و دیگر کارگران و زندانیان سیاسی می باشد.

مقاله قبلیظریف در ژنو، ادامه تحریم‌ها را نقض توافق ژنو ندانست
مقاله بعدیکشف سفال کتیبه دار قرن 6 در محوطه گاراژ سعد السلطنه قزوین
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.