آیا واقعا ابتکار عمل در انتخابات در دست بیت رهبری است؟!

0
320

پس از رد صلاحیت شدن بیش از ششصد نفر از کسانی که خودشان را برای نامزدی انتخابات کاندید نموده بودند؛ بخصوص بعد از عدم تأئید صلاحیت دو تن از شناخته شده ترین آنها ( هاشمی رفسنجانی و رحیم مشائی )، تعدادی از روحانیون با نفوذ، سیاستمداران و دست اندرکاران رژیم آخوندی، در جریان مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خودشان، به حمایت کردن از برخی از مردود شدگان، و یا پشتیبانی نمودن از تصمیم اعضای شورای نگهبان در این زمینه پرداخته اند. در همین رابطه، توسط این افراد به نکته هائی اشاره شده که دانستن بعضی از آنها خارج از لطف نیست!

تعدادی از حامیان احمدی نژاد، که فرد مورد تأئید وی برای احراز پست ریاست جمهوری نیز رد صلاحیت گردیده است؛ بر این عقیده اند که چون سه تن از نامزدهای این پست از کاندیداهای بیت رهبری می باشند؛ ابتکار عمل در جریان انتخابات را در دست بیت رهبری می دانند. بیان این نکته به نظر دیگران چنین می رساند، تردیدی وجود نخواهد داشت نفوذ افرادی که در بیت خامنه ای دارای مسؤلیت هائی می باشند؛ با استفاده از نفوذی که در میان دستگاههای حکومتی در کشور دارند؛ می توانند بر چگونگی انتخاب شدن یا نشدن فردی از نامزدهای انتخابات نفوذ داشته باشند؛ و همانند دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری، شخصی مانند محمود احمدی نژاد را، از ته لیست کاندیداهای شرکت در آن انتخابات، به بالای آن لیست بیاورند، و فرد مورد نظر خودشان را، که صد در صد به مقام رهبری نیز تحمیل خواهند نمود؛ به ریاست دولت یازدهم جمهوری خون آشام اسلامی برسانند. آنگاه مانند دو دوره قبل ریاست جمهوری( نهم و دهم )، باز همین افراد با نفوذ در بیت خامنه ای، وی را بر آن بدارند که به عنوان رهبر حکومت جانیان، تا می تواند به تمجید کردن از رئیس جمهور انتصابی بیت اش بپردازد؛ سپس به تدریج از سوی همان فرد که افراد متنفذ بیت خودش بر سر کار آورده شده، مورد بی احترامی های گاه و بیگاه قرار بگیرد. همان شیوه ای که سپاه پاسداران جمهوری جور و جهل و جنون، با رئیس جمهور نمودن فرد بلاهت پیشه ای چون محمود احمدی نژاد انجام داد؛ و شاهد بودیم و هستیم که تا کنون همین فرد نالایق، چه بی احترامی های آشکار و پنهان را نسبت به سید علی خامنه ای مرتکب گشته است !

احمد سعیدی یکی از نزدیکان محمود احمدی نژاد، که از حامیان وی نیز به شمار می آید، در مطلبی که در وبلاگ خودش ” خط خطی ” منتشر نموده؛ به نقل از یکی از روحانیون متنفذ در بیت رهبری جمهوری اسلامی( قابل توجه است، روحانی متنفذ در بیت رهبری، یعنی کسی که بر رهبر می تواند نفوذ داشته باشد؛ پس رهبر یعنی هیچ، اگر که تحت نفوذ دیگران بخواهد به مصالح ملک و ملت رسیدگی بکند. ) احمدی سعیدی در وبلاگ خط خطی نوشته: ” علی خامنه ای تحت تأثیر آمارهای کذب و غلوآمیزدولت احمدی نژاد، بارها به غلط از دولت های نهم و دهم تمجید کرده، و اکنون در حال حاضر به اشتباهات خود پی برده است. “!

احمد سعیدی وبلاگ نویس حامی احمدی نژاد، در وبلاگ خود ( خط خطی ) همچنین نوشته، اغلب مجموعه های تأثیر گذار نظام، مانند سپاه پاسداران، قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، جامعه مدرسین، جامعه روحانیت مبارز، مجلس خبرگان و …. ، و نیز شخصیت های دارای نفوذ مانند مراجع سیاسی تقلید، مداحان و منبری ها ( مراد روضه خوانها و ملاها هستند)، با ادامه راه احمدی نژاد مخالف می باشند. وی نمی گوید که این افراد و اشخاص متنفذ، منظورشان از به کار بردن عبارت ” ادامه راه احمدی نژاد ” چیست؟ آیا مقصود آنها حمایت از کاندیداتوری اسفندیار رحیم مشائی برای احراز پست ریاست جمهوری دوره یازدهم است؟ یا کلیت اداره امور در دو دولت وی از نظر آنان قابل قبول نبوده و با کارهای وی مخالفت دارند!

ولی از ائتلاف میان علی اکبر ولایتی، محمدباقر قالیباف و غلامعلی حداد عادل  که هر سه مورد تأیید بیت رهبری می باشند، به عنوان نامزدهای جریان اصلی بیت رهبری نام می برد و می نویسد سردار حجازی ( یکی از سپاهیان در بیت خامنه ای)، اداره این ائتلاف با نام ” جریان اصلی ” را بر عهده دارد!

به باور آقای احمد سعیدی، در جریان اصلی ائتلاف میان این سه نفر، که یک سپاهی دارای نفوذ در بیت رهبری که نامش ” سردار حجازی ” است؛ در حال اداره نمودن ائتلاف مورد نظر، با نام شبهه برانگیز < جریان > است. اینها در پی آن هستند، که علی اکبر ولایتی را به ریاست جمهوری دوره یازدهم برسانند؛ و محمدباقر قالیباف را نیز، به عنوان معاون اول وی در اداره امور دولت آینده رژیم بکنند!

وی می نویسد که بر اساس طرح پیش بینی شده از سوی < جریان اصلی > و ائتلاف میان این سه کاندیدا، علی اکبر ولایتی چهار سال در پست ریاست جمهوری دوره یازدهم خواهد بود، و در این چهار سال در حوزه سیاست خارجی متمرکز می شود؛ سپس بعد از او محمدباقر قالیباف به ریاست جمهوری خواهد رسید ( بخوانید منتصب خواهد شد .)

: ” شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه ” واقعا که عجب وقاحتی، هنوز در بن بست انتخابات کنونی حکومت شان، با یک دنیا مشکلاتی که این کوتوله سیاسی به عنوان رئیس جمهور برایشان به ارث گذاشته سر و کله می زنند؛ ولی همچنان از رو نرفته در تدارک برنامه ریزی برای انتخابات چهار و هشت سال آینده می باشند!

با اینکه طبق مندرجات وبلاگ ” خط خطی “، آقای سعیدی همه موارد بالا را از یک روحانی متنفذ در بیت رهبری نقل قول نموده است؛ اما در هیچ کجای وبلاگش نه نامی از این روحانی به میان آورده، و نه کوچکترین اشاره ای به مناسبت شغلی وی با یکی از مجموعه های دولتی نموده است. ولی می توان به راحتی حدس زد، که این روحانی پر نفوذ در بیت رهبری، می تواند یکی از همکاران سپاهی سردار حجازی در بیت رهبری، که مسؤلیت ائتلاف ” جریان اصلی ” را بر عهده دارد باشد. بر همین اساس می توان استدلال نمود، که خامنه ای چه بخواهد و چه نخواهد، در میان دیواری از افراد سپاه مورد کنترل قرار دارد و نمی تواند دست از پا خطا بکند !

همین روحانی با نفوذ به احمد سعیدی گفته، احمدی نژاد بلیه ای برای نظام است، که طی هشت سال ریاست بر قوه مجریه، با جهت گیری و عملکرد فاجعه بار خود کشور را به یک ویرانه تبدیل کرده است. به دنبال حذف نمودن روحانیت در حکومت، و ایجاد جریانی شبیه به ” بابیت ” ( بابیگری و بهائیت ) با شعار مهدویت می باشد. همچنین به نقل از همین مقام متنفذ در بیت رهبری، احمدی نژاد دستش تا مرفق ( آرنج ) در فساد و تباهی اقتصادی، امنیتی و سیاسی آلوده است؛ و عاقبتش چیزی جز محاکمه و مجازات شدید نخواهد بود. مگر آنکه از کشور گریخته و به جائی دیگر پناهنده بشود. با همه خط و نشان هائی که ایشان برای احمدی نژاد می کشد و وی را محکوم معرفی می کند؛ ولی ظاهرا در فکر نجات دادن وی از مخمصه ای که در آینده نزدیک قرار است نصیبش بشود می باشد. به احتمال زیاد این جناب روحانی مجهول الهویه، که در حال ” یکی به نعل کوفتن و یکی به میخ ” است؛ در صدد انتقامجوئی از احمدی نژاد می باشد؛ می خواهد با این تلاش، و با به کار گرفتن ” جریان اصلی ” ابهام برانگیز، دودمان عاملان در ” جریان انحرافی ” را شکست داده و از میدان به در کند!

چه کسی یا کدام روحانی است که از این ماجرا سود می برد؟ کدام روحانی است که مسأله نفوذش در بیت رهبری، چنین وسعتی دارد که بتواند از تصمیمات مربوط به ساختن یک سرنوشت انتقامجویانه برای احمدی نژاد گستاخ ، پرده برداشته و از آن سخن بگوید؟ جای دورتری از بیت نروید، چون آقا مجتبی خامنه ای پرنفوذترین روحانی داخل بیت رهبری است!

بهار ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

مطلب قبلیروحانی در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری، همراه لینک فیلم کامل گفتگو
مطلب بعدیبازتعریف استراتژی ها و راهبردها با توجه به “صفحه شطرنج خاورمیانه فردا”؛ بگذار تا جانیان به سوریه بیایند، ما با آنان کارها داریم!
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.