پیکر وحید صیادی نصیری روز جمعه به خاک سپرده شد. وزارت خارجه آمریکا مقام‌های جمهوری اسلامی را به دلیل فوت این زندانی عقیدتی محکوم کرد. ایران می‌گوید این فرد نه در پی اعتصاب غذا که در پی عارضه کبدی درگذشته است.

 پیکر وحید صیادی نصیری روز جمعه ۲۳ آذر (۱۴ دسامبر) به خاک سپرده شد. این زندانی در پی اعتصاب غذای ۶۰ روزه و عدم رسیدگی پزشکی مسئولان زندان، روز چهارشنبه ۲۱ آذر (۱۲ دسامبر) در زندان زندان لنگرود قم جان سپرد.

به خانواده وحید صیادی نصیری هشدار داده شده بود که در مراسم سوگواری “علیه رژیم صحبت نشود”. مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی یک روز پیش از خاکسپاری وحید صیادی نصیری فوت او در پی اعتصاب غذا در زندان را رد کردند. 

دادستان عمومی و انقلاب قم در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان گفت: «نصیری به لحاظ بیماری کبدی دچار وخامت اوضاع جسمانی شده به بیمارستان اعزام و بعد از هفت روز بستری بودن در همان بیمارستان فوت می‌کند.»

دادستان قم این موضوع را که آیا این منتقد سیاسی در زندان اعتصاب غذا کرده بوده است یا خیر مسکوت گذاشت. اعتصاب غذای طولانی می‌تواند بر فعالیت‌های ارگان‌های مختلف بدن تاثیر کشنده بگذارد.

این نخستین بار نیست که یک زندانی سیاسی در ایران در پی اعتصاب غذا جان می‌دهد. هدی صابر، فعال ملی مذهبی و روزنامه‌نگار، در سال ۹۰ پس از ۱۰ روز اعتصاب غذا در زندان اوین و بر اثر سکته قلبی درگذشت. اعتصاب غذای وی در اعتراض به وقایعی بود که منجر به فوت هاله سحابی، از دیگر فعالان ملی مذهبی، شده بود.

واکنش آمریکا به مرگ وحید صیادی نصیری

رابرت پلدینو، معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۲۳ آذر (۱۴ دسامبر) در بیانیه‌ای ضمن ابراز تاسف از مرگ وحید صیادی نصیری، فعال حقوق بشر در زندان قم، “نقض‌های فاحش و روزافزون حقوق بشر” از سوی حکومت ایران را محکوم کرد.

در بیانیه رابرت پالدینو آمده است: «آقای صیادی نصیری دست به اعتصاب غذا زد تا نسبت به دستگیری خودسرانه و بازداشتش در قم، جایی که دسترسی به مشاوره حقوقی نداشت، در شرایط غیرانسانی نگه داشته شده بود، و به جرم‌های واهی امنیت ملی مانند “توهین به رهبری” متهم شده بود، اعتراض کند. آقای صیادی نصیری بی‌آنکه صدایش به دنیای بیرون برسد در زندان رنج کشید و او تنها یکی از بسیار زندانیانی است که ناعادلانه در چنگال امیال رژیم ایران هستند.»

به گزارش دویچه وله؛ وزارت امور خارجه آمریکا ضمن انتشار این بیانیه در حساب توییتری خود پرسیده است: «چند نفر دیگر بخاطر بی‌اعتنایی رژیم جمهوری اسلامی به زندگی و منزلت انسان‌ها جان خود را از دست خواهند داد؟»

مقاله قبلیهشت درویش زندانی پس از ۱۰۵ روز سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شدند
مقاله بعدیخروج شرکت روس‌نفت از ایران و عدم واکنش مقام‌های جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.