هفته نامه نیوزویک به نقل از مقامات آگاه گزارش داد که داعش پیش از این جانشین ابوبکر بغدادی را مشخص کرده بود.

«عبدالله قرداش» معروف به «حاجی عبدالله العفری» در ماه اوت به عنوان جانشین ابوبکر بغدادی انتخاب شده بود و گفته می‌شود که خود ابوبکر بغدادی این موضوع را پیشنهاد کرده است.

برخی تحلیلگران اعلام کرده اند که قرداش یکی از شرورترین سرکرده های داعش است.

این تحلیلگران تاکید کردند که قرداش طی روزهای اندک آتی دست به حملات متفرقه خواهد زد تا پیامی قوی صادر کند و قدرت خود را بر داعش ثابت کند و در راستای انتقام جویی از البغدادی  این قدرت را به رخ همگان کشد.

در همین راستا اسپوتنیک گزارش داد: اطلاعاتی درباره مکان حضور قرداش در برهه کنونی وجود ندارد اما برخی منابع احتمال می دهند که وی در حال حاضر در داخل عراق حضور داشته باشد.

لازم به ذکر است بغدادی در ابتدا از اعضای القاعدهٔ عراق بود سپس از آن گروه جدا شد و داعش را بنا نهاد. داعش اقدامات مسلحانه گسترده‌ای در عراق و سوریه انجام داد که حمله به شهر سامرا جهت تصرف این شهر از آن جمله‌ بود. بغدادی در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۹ طی عملیات نیروهای ویژهٔ آمریکایی در استان ادلب سوریه، پس از محاصره شدن خود را منفجر کرد و کشته شد.

مقاله قبلیکودتای خاموش اما پر سر و صدا، با پروژه مخالف سازی ! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیآیا باید، ۴۹ تن از کسانی که رضایت دادند، که با آنها مانند زباله رفتار بشود کشته می شدند؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.