« هر سخن جائی و هر نکته مکانی ( مقامی ) دارد»! محترم مومنی روحی

0
149

تعداد پانزده تن از به اصطلاح فرهیختگان کشورمان، که به قول طرفداران بی خردتر از خودشان، در امور متفاوتی از مسائل اجتماعی، فرهنگی، هنری و سیاسی فعالیت داشته و دارند؛ اقدام به تهیه متن یک فراخوان، و منتشر کردن آن در فضای مجازی، جهت برگزاری یک رفراندوم برای تعیین نوع حکومت ایران توسط مردم نموده اند!
اگر چه که این کار را ( برگزاری رفراندوم تعیین حکومت در ایران را) با قید انجام شدن آن زیر نظارت مراکز بین المللی سازمان ملل متحد بیان کرده اند. اما، به قول اهالی مباحث منطقی، نه « صغرا و نه کبرای » قید این فراخوان (انجام شدن این برنامه زیر نظر سازمان ملل متحد)، در فلسفه فعالیت های اساسی این مجموعه جای می گیرد؛ و نه حتی اکنون که شیخ حسن روحانی، جهت پیشبرد مطامع همیشگی خود و گروه اش، سوار بر مرکب سیاسی رفراندوم گشته، موقع مطرح شدن اصل این موضوع( اقدام به ارائه فراخوان رفراندوم به مردم ایران) بوده است!

کدامیک از پانزده فرد طراح این فراخوان، که برخی شان در سال منفور ۵۷ ، این بلای بزرگ را بر سر مردم ایران آورده اند؛ حتی یک سند از خودشان، برای مبارزه با اشتباهات مکرر این ستمگران ارائه می دهد؛ تا مردم بدانند، که وی، فردی درستکار و راستگو، و معتقد به برتری ملیت بر دیانت بوده و هست؟ دکتر…. محسن سازگارا، که خودش از طراحان سپاه ننگین پاسداران انقلاب اسلامی است؛ جز این دشمنی آشکار نسبت به ملت ایران، چه خدمتی به مردم این سرزمین کرده و می کند؛ که اکنون ضمن لابی گری برای رژیم پلید آخوندی در آمریکا و اروپا، در جرگه فرا خوان دهندگان، جهت تعیین شدن نوع حاکمیت آتی در ایران، و مشخص کنندگان سرنوشت آینده مردم مملکت قرار گرفته است؟!

محسن مخملباف، که تا همین چند سال پیش، برای سازمان سینمائی فارابی در ایران، و سایر مؤسسات تولید فیلم در کشور کار می کرد؛ و فیلم های انقلابی مانند « از کرخه تا راین » را، به گونه ای تهیه و کارگردانی می نمود؛ که بیانگر مسائل مربوط به خدماتی است؛ که رژیم آخوندی برای جانبازان جنگ هشت ساله میان ایران و عراق انجام داده بوده است را تهیه می کرد. حالا که به این سوی آبهای کشور آمده، مخالف صد در صد ظاهری رژیم ملاها شده، و فراموش نکنیم؛ که وی یکی از کسانی می باشد؛ که در هژدهم آذر ۱۳۷۸ خورشیدی، همراه با لباس شخصی ها و نیروی انتظامی، به خوابگاه دانشجویان در خیابان دانشگاه در تهران حمله کردند؛ و به اتفاق سپاهیان و سایر نیروهای امنیتی مملکت، دانشجویان میهن مان را، از بالکن خوابگاه شان به داخل خیابان پرتاب کرده و کشته اند. اکنون با طراحان این فراخوان رفراندوم(همدستان حکومت ضد ایرانی آخوندی، و دولتمردان مصیبت آفرین جمهوری بی خردان در ایران ) اطلاعیه تنظیم می کند. تا که نوع حاکمیت کشوری را، که حکومت اصلی آن برای ایرانیاران راستین کاملا مشخص و تعیین شده است را انتخاب نمایند. که به امید یزدان پاک، فقط چند پریود زمانی کوتاه مدت باقی مانده، که حکومت منفور این جنایت پیشگان سرنگون گردد. تا حاکمیت مورد تایید مردم ایران( حکومت پادشاهی پهلوی، به شهریاری اعلیحضرت رضا شاه دوم پهلوی سوم ) بر سر قدرتی که ملت به حکومت برگزیده خودش خواهد داد برقرار شود و استوار گردد. تا که در این راستا، میهن اشغال شده مان جانی دوباره بگیرد؛ و روح و روان مردم آن نیز تازه و مصفا بشود!

بر همین اساس، فعلا مردم کشورمان، هیچگونه نیازی به هیچ نوع رفراندومی در کشورشان ندارند. چه رسد به آن که ایادی نان به نرخ روز خور رژیم، و آچار فرانسه های حکومت اسلامی، به پیروی از پیشنهاد رندانه رئیس جمهور پشت هم انداز آن، ملا حسن روحانی، قد علم کنند و برای آینده مردم ایران، فراخوان رفراندوم طراحی نمایند؟!

شیرین عبادی که با سرمایه گذاری خود رژیم ملاها، و باج دادن حکومت اشغالگر اسلامی، به نهاد برگزاری اهدای جایزه صلح نوبل ، موفق به دریافت کردن این جایزه از مؤسسه آلفرد نوبل سوئد و نروژ گشته است؛ و اولین زن ایرانی است که به احراز چنین مقام شامخ بین المللی نایل گردیده است. پس از رسیدن به آن هم، با صلاحدید خود آخوندهای اهریمن تبار، حجاب تازی از سر برداشته و مقیم ایالات متحده شده است. حق ندارد زمانی که در خارج از کشور زندگی می کند؛ برای ملت درونمرزی ایرانزمین تصمیم بگیرد؛ و خط مشی آینده مدیریت مملکت را برای ایشان تعیین نماید!

خانمهای دیگر، نسرین ستوده، نرگس محمدی، که هر دو طعم دوری از آزادی، و اسارت در زندان رژیم را چشیده اند؛ هرگز خود را در این حد از خطا قرار نمی دهند؛ که علیه حکومت پلید اسلامی کاری بکنند. تا باز هم در اسارت حکومت جانیان در کشور قرار بگیرند. بنابراین اگر چنین نمود اند؛ تردید نداشته باشید که سران بدنهاد رژیم، خودشان در جریان تهیه و انتشار این فراخوان بوده و هستند!

بخش هائی از مفاد مطرح در فراخوان مورد نظر، پس از انتقاد از کارنامه چهل ساله جمهوری خبیث اسلامی، مبنی بر مواردی مانند: اعلام ناامیدی از اصلاح پذیری حکومت جمهوری اسلامی، بیان نیاز حتمی، چهت برگزاری یک همه پرسی در قالب رفراندوم همگانی، که خود مردم نوع نظام و حکومت آینده کشورشان را مشخص نمایند. دستیابی به راهکاری کلیدی، برای برون رفت از مشکلات بنیادین فراوانی که هم اکنون در کشور وجود دارند. گذار مسالمت آمیز از حکومت جمهوری اسلامی، به سوی برقراری یک حاکمیت دموکراسی سکولار پارلمانی، مبتنی بر آرای آزاد مردم، رعایت کامل حقوق بشر و رفع همه گونه تبعیضات به ویژه در برابری زنان، قومیت های مختلف، ادیان و مذاهب گوناگون در تمامی زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کشور است!

آیا آقایان محمد ملکی ریاست پیشین دانشگاه در حکومت ننگین آخوندی، و محمد نوریزاد از دست اندر کاران شکل گیری این حاکمیت جنایت پیشه، بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از این انقلاب سیاه و شوم، اکنون تازه پی برده اند؛ که این رژیم ضد بشری و دشمن سرسخت ایرانیان راستین و میهن پرست، بدترین شکل از حاکمیت در کهندیار ما می باشد؟ بهت آور است که همگی این پانزده تن، درست پس از مطرح شدن موضوع رفراندوم، در سخنان شیخ حسن روحانی در روز یکشنبه ۲۲ بهمن امسال، یکباره به صرافت افتاده اند؛ که این رژیم جانی و دزد و اشغالگر، جز نکبت و تباهی برای ایران و ایرانی، هیچ ارمغان دیگری به همراه نداشته است؟!

پس یادشان باشد: « هر سخن جائی و هر نکته مکانی (مقامی ) دارد. » !!!

محترم مومنی

مطلب قبلیپدر زینب جلالیان: دخترم درد دارد و نیازمند مرخصی پزشکی که ۱۱ سال از آن محروم بوده
مطلب بعدینصب مجسمه تام هاردی در موزه مادام توسو
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.