نایب رئیس مجلس شورای اسلامی ضمن انتقاد از اظهارات اخیر روحانی و آملی‌لاریجانی در پاسخ به یکدیگر گفت که بهتر است روسای قوا حرف‌های خود را با صراحت و ادبیات فاخر و حتی‌المقدور در جلسات خصوصی بیان کنند.

علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اظهارات اخیر روحانی و لاریجانی درباره رفتار و اظهارات یکدیگر گفت: من معتقدم ادبیات هر دو بزرگوار ادبیات خوبی نبود و در شأن روسای قوا نیست. آقای رئیس‌جمهور با گوشه و کنایه انتقاد خود را بیان می‌کند در حالی که ایشان رئیس قوه مجریه است و اختیارات زیادی دارد. شخص اول اجرایی و شخص دوم کشور باید از موضع قدرت صحبت کند. اگر انتقادی به قوه قضاییه دارد باید به صراحت آن را بگوید که این کار شما خلاف قانون اساسی است و من که مطابق اصل ۱۱۳ مسوول اجرای قانون اساسی هستم به شما تذکر می‌دهم.

وی تصریح کرد: ادبیات رئیس‌جمهور نباید کنایه‌آمیز و احیانا همراه با استهزاء باشد. شاید این ادبیات از یک دانشجو و یا خبرنگاری که قدرتی ندارد پذیرفته باشد اما از رئیس‌جمهور کشور که آرای زیادی پشتوانه اوست و اختیارات زیاد قانونی دارد، پذیرفته نیست. بنابراین اگر رئیس‌جمهور انتقادی دارد باید صریح و با ذکر مصادیق بیان کند.

نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: از طرف دیگر ادبیات رئیس قوه قضاییه هم مناسب نبود. این طرز صحبت که چهار سال همه کارها را رها کرده‌ و دور برجام سینه زده‌اید، اولا واقعیت ندارد و منصفانه نیست و ثانیا لحن خوبی ندارد و توام با استهزاء است. به هر حال این گفت‌وگوی رسانه‌ای که ادبیات آن در شان روسای دو قوه نیست، ممکن است باعث ناامیدی و دلسردی مردم شود.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: بهتر است روسای قوا این حرف‌های خود را در جلساتی که با هم دارند بیان کنند و اگر کارساز نبود و لازم بود آشکارا بیان شود، حرفشان را با صراحت و ذکر مصداق و بدون طعنه بیان کنند تا موجب ناراحتی مردم نشود.

مقاله قبلیتعمد خروج آمریکا از ” برجام ” چه دلیلی دارد؟!
مقاله بعدیبا شکایت اردلان سرفراز ۳ خواننده مطرح به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.