چهار درویش گنابادی محبوس در بند امنیتی زندان عادل آباد شیراز در حالی ۹ ماه را در حالت بازداشت موقت ش

سپری می‌کنند، که دادگاه آن‌ها برای دومین بار به تعویق افتاد.

 محسن اسماعیلی٬ ابراهیم بهرامی٬ محمد صادقی و محمدعلی دهقان دروایشی هستند که به اتهام «تشکیل گروه تروریستی علیه نظام»، «شرکت در تجمعات به قصد براندازی» و «محاربه با خدا» به مدت ۹ ماه با تمدید قرار بازداشت از سوی قاضی پرونده در زندان به سر می‌برند.

علت به تعویق افتادن جلسه دادگاه دوم مهرماه و هفدهم دی ماه به ترتیب عدم حضور قاضی پرونده و تعطیلی دادگاه انقلاب شیراز اعلام شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ دراویش یاد شده در جریان غائله‌آفرینی تندروان مذهبی و بسیجی‌نمایان کوار بر ضد دراویش نعمت‌اللهی گنابادی آن شهرستان دستگیر شده و از کمترین حقوقی که قانون اساسی برای یک زندانی در نظر گرفته است، محروم هستند.

مقاله قبلیکیت بلانشت در نیویورک روی صحنه تئاتر می‌رود
مقاله بعدیممانعت بازجویان وزارت اطلاعات از درمان یک زندانی سیاسی مبتلا به سرطان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.