به گزارش منابع خبری مختلف، در کیفر خواست وزارت دادگستری آمریکا که به تازگی فاش شده است مشخص شد دادستان‌ آمریکا ۴ ایرانی را متهم به تلاش برای ربودن مسیح علی نژاد ساکن نیویورک کرده است.

به گفته مقامات قضایی امریکا: بهادری‌فر دهم تیرماه در کالیفرنیا دستگیر شد اما چهار نفر دیگر در ایران هستند. این تیم قبلا در کانادا، بریتانیا و امارات فعال بوده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان و به نقل از دفتر روابط عمومی دادگستری آمریکا “علیرضا فراهانی” معروف به “حاج علی” ۵٠ ساله، “محمود خاضعین” ۴٢ ساله، “کیا صادقی” ٣۵ ساله و “امید نوری” ۴۵ ساله به دلیل طرح توطئه ربودن این روزنامه‌نگار، متهم شناخته شده‌اند.

پلیس فدرال آمریکا اعلام کرد؛ مجرمین این پرونده از ماه ژوئن ٢٠٢٠ از طریق رصد محل سکونت این روزنامه نگار، برای ربودن به مقصد ونزوئلا و سپس انتقال وی به ایران تلاش کرده‌اند.

بنابر اعلام دادگستری آمریکا، چهار نفر به اسامی محمود خاضعین، علیرضا فراهانی، کیا صادقی و امید نوری به برنامه ریزی برای ربودن مسیح علی‌نژاد متهم هستند. آنها در کنار نیلوفر بهادری‌فر، به توطئه برای نقض تحریم‌ها، تخلف بانکی و پولشویی نیز متهم شده‌اند.

در این بیانیه اشاره‌ مستقیم به نام خبرنگار مورد هدف تروریست‌ها نشده، با این وجود برخی رسانه‌ها گزارش داده اند که جمهوری اسلامی قصد داشته مسیح علی‌نژاد را از خاک آمریکا برباید. در همین رابطه مسیح علینژاد نیز در گفتگو با چند رسانه این خبر را تایید کرده است.

متهمان از راست به چپ: محمود خاضعین، علیرضا فراهانی، کیا صادقی و امید نوری و تصویر پایین نیلوفر بهادری‌فر

مقاله قبلیافتتاح سفارت امارات در تل‌آویو
مقاله بعدیاوج‌گیری کرونای هندی در ایران
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.