رئیس کمیسیون انرژی مجلس در توضیحاتش پیرامون رهاورد سفر اعضای کمیسیون انرژی به استان‌های خوزستان و کهگلویه از دغدغه به کارگیری نیروهای بومی در پالایشگاه‌های نفتی و پیگیری سیاست تجمیع پتروشیمی‌ها توسط وزارت نفت گفت و از اشتغال ۱۸۰۰ روحانی در مجموعه وزارت نفت خبر داد که این بخش از سخنان او خیلی زود در رسانه ها و فضای مجازی بازتاب پیدا کرد.

به گزارش «تابناک»؛ فریدون حسنوند، آمار عجیبی از حضور روحانیون در وزارت نفت ارائه کرد و با یادآوری اینکه ۱۸۰۰ روحانی در وزارت نفت فعال هستند، توضیح داد: به کارگیری این حجم روحانیون در صنعت نفت، نشان از پیگیری پیوست فرهنگی در این مجموعه دارد؛ هرچند او توضیح نداده که دقیقا این میزان از روحانیون در این وزارتخانه چه پیوست های فرهنگی را دنبال می کنند؟

این موضوع در کنار تبدیل شدن به تیتر بسیاری از رسانه ها، در شبکه های اجتماعی هم بازتاب داشته و برخی کاربران موضوعاتی را در این خصوص مطرح کرده اند. یکی از کاربران در توئیتری پیرامون حضور ۱۸۰۰ روحانی در مجموعه وزارت نفت، نوشته: «سؤالی که دارم اینه که آیا این روحانیون هم از فیلتر سخت آزمون استخدامی وزارت نفت عبور کرده اند؟»

یکی دیگر از کاربران ضمن انتقاد از این موضوع به طعنه نوشته است: «١٨٠٠ نفر از نخبگان حوزه علمیه در وزارت نفت مشغول به کار هستند!» کاربر دیگری هم با اعتراض به این موضوع عنوان کرده است: «با این وضعی که داریم پیش می ریم، بخش نفت نیازی به تحریم توسط آمریکا نداره!»

۱۸۰۰ روحانی در وزارت نفت چه می‌کنند؟ گزارشی از اقدامات روحانیون نفتی بدهید

بسیاری دیگر هم اعتراض کرده اند که این میزان متخصص و مهندس در صنعت نفت داریم که اخیرا برخی از آنان نسبت به عدم بکارگیری فارغ التحصیلان دانشگاه نفت و بیکاری با وجود تحصیل در دانشگاه تخصصی نفت اعتراض داشتند، اما یکباره خبر می رسد که ۱۸۰۰ روحانی در صنعت نفت کشور مشغول به فعالیت هستند؛ اعتراضی که به نظر می رسد با مشخص کردن اینکه وظیفه روحانیون مذکور دقیقا چیست، پاسخ آن دریافت خواهد شد.

یکی از کاربران هم گفته که کل کارکنان مشغول در ساختمان وزارت امور خارجه کشور، هزار و خرده ای نفر است، آنگاه خبر می رسد که فقط در مجموعه های وزارت نفت ۱۸۰۰ روحانی اشتغال دارند، آیا آقایان برای ورود به سایر وزارتخانه ها که به لحاظ حقوق و مزایا شبیه وزارت نفت نیست هم اینقدر مشتاقند یا موضوع درباره این وزارتخانه فرق می کند؟!

البته احتمال دارد که عدد اعلام شده از سوی فریدون حسنوند، رئیس کمیسیون انرژی مجلس در ارتباط با تعداد روحانیون مشغول به کار در مجموعه های وزارت نفت، اشتباه باشد، اما اگر عدد و رقم مذکور به درستی بیان شده باشد، طبیعتا هم روحانیون مورد اشاره و هم مسئولان این وزارتخانه متمول اقتصادی باید در این خصوص توضیح بدهند که کار این افراد دقیقا در چه بخشی از مجموعه های این وزارتخانه تعریف شده است؟

بهتر است برای گرفتن پاسخ این انتقادات، بیلان و گزارشی از اقدامات انجام گرفته و عملکرد ۱۸۰۰ روحانی مشغول به کار در صنعت نفت ـ که طبیعتا بخش اعظمی از آنان عهده دار مسئولیت های فرهنگی هستند ـ داده شود تا منتقدان پاسخ خود را گرفته و مخاطبان این موضوع نیز با کار آنها آشنایی بیشتری پیدا کنند.

اینکه آیا این اندازه از فعالیت های فرهنگی برای وزارت نفت لازم است یا خیر، پرسشی است که پس از گرفتن بیلان عملکرد، پاسخ آن مشخص خواهد شد. طبیعی است که اعتراض به این موضوع به ویژه از جانب فارغ التحصیلان دانشگاه نفت، که بخش زیادی از آنان رتبه های بسیار خوبی در کنکور کسب کرده اند و تنها از این جهت که بتوانند آینده شغلی خود را تضمین شده بدانند، دست به انتخاب دانشگاه مذکور زده اند، کاملا بحق است.

مقاله قبلیبریتانیا: جمهوری اسلامی از زاغری به عنوان اهرم فشار دیپلماتیک استفاده می کند
مقاله بعدی۱۱ سال زندان برای یکتا فهندژ سعدی، شهروند بهایی به دلیل اعتقادات مذهبی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.