۱۶ مرداد سالگرد قتل فجیع و ناجوانمردانه فریدون فرخزاد

0
208

فریدون فرخزاد (۱۵ مهر ۱۳۱۷ در تهران – ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ در بن آلمان) شاعر، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی در شانزدهم مرداد ماه ۱۳۷۱ به طرز فجیعی با ضربات متعدد چاقو در آپارتمان مسکونی خود در شهر بن آلمان به قتل رسید.
پلیس موفق به شناسایی و دستگیری قاتل یا قاتلین نشد و عاملان و آمران قتل هرگز مشخص نشدند .

فریدون هنرمند برجسته ای بود و شخصیت نادری داشت داشت و از زمان خود قرن ها جلوتر بود .
فریدون فرزند سرهنگ محمد باقر فرخزاد ( رئیس کارخانه ابریشم بافی چالوس در اواخر سلطنت مرحوم رضاشاه کبیر ) در سال هزار و سیصد و هفده در حوالی میدان مولوی و در یک خانواده پر جمعیت به دنیا آمد . در دبستان رازی و دبیرستان دارالفنون تحصیل کرد و برای ادامه تحصیلات عالی به آلمان رفت و علاوه بر مونیخ و برلین در وین اتریش هم مدتها اقامت داشت و موفق به کسب درجه دکترای علوم سیاسی از دانشگاه معتبر برلین گردید . فرخزاد به زبان های آلمانی ، فرانسه و انگلیسی مسلط بود . هم خوب شعر می گفت و هم خوب می نوشت . در سال هزار و نهصد و شصت و شش به تلویزیون آلمان ( مونیخ ) راه یافت و برنامه تلویزیونی ویژه جوانان که تهیه می کرد موجب معروفیت او شد . چند مجموعه شعر هم به زبان آلمانی منتشر کرد .

در ایام اقامت در آلمان با دختری آلمانی ، علاقمند به شعر و ادب بنام ” آنیا بوچکووسکی ” ازدواج کرد که از او صاحب دو فرزند شد ، دختر اولش به نام ” اوفیلا ” در همان سنین اولیه درگذشت و پسرش ” رستم ” پس از جدایی فرخزاد از آنیا نزد مادرش باقی ماند و به ایران نیامد .

فریدون پس از بازگشت به ایران با توجه به سابقه کار موفق تلویزیونی که در آلمان داشت جذب رادیو تلویزیون ملی ایران شد و پس از پخش چند برنامه به مجری ( شومن ) درجه اول تلویزیون تبدیل گردید .

یک ازدواج دوم هم در ایران با یک دختر خانم مشهدی ( ترانه ) داشت که آنهم دوام نیاورد و پس از چند ماه از هم جدا شدند .

شهرت و محبوبیت فرخزاد موجب شد تا تهیه کنندگان سینما او را به بازی در سینما دعوت کنند که نتیجه آن بازی در دو فیلم سینمایی به اسامی ” دل های بی قرار ” و ” عشق من وین ” بود .
علاقه به ادبیات و شعر و هنر در خانواده فرخزاد موروثی بود و علاوه بر فروغ که از استوانه های شعر معاصر و پدیده ای استثنایی است خواهر بزرگتر فریدون ( پوران ) هم از نویسندگان رادیو ایران و همکاران ما در مجله اطلاعات هفتگی بود .

سایر برادران و خواهران فریدون عبارت بودند از گلوریا ، امیر ، مهرداد و مسعود .
فریدون فرخزاد انسانی بغایت احساساتی و نوع دوست و هنرمندی رقیق القلب و از نظر سیاسی چپگرا و متمایل به توده مردم بود و با آنکه در تلویزیون کار می کرد و از عواقب نزدیکی با مخالفان رژیم آگاه بود در سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج پس از به شهادت رسیدن حمید اشرف ، که کسی جرئت نمی کرد اسمش را بیاورد ، دسته گل بزرگی خرید و در حالی که می دانست خانه مسکونی خانواده اشرف تحت نظر ساواک است به ملاقات مادر داغ دیده حمید رفت و به همین خاطر پس از گزارش ساواک از رادیو – تلویزیون اخراج گردید !

محبوبیت برنامه های تلویزیونی فرخزاد بقدری بود که پس از مدت کوتاهی با پا در میانی مهندس رضا قطبی ( پسر دایی فرح پهلوی ) مجددا فریدون به تلویزیون بازگشت .

فرخزاد پس از تغییر رژیم ایران مدتی در کشور ماند اما چون امکان فعالیت هنری نداشت مجددا به آلمان رفت و مدتی هم در لوس آنجلس بود .

سوسن خواننده معروف مردمی که پس از انقلاب دست خالی از کشور خارج شده بود تعریف می کرد وقتی خودم را به آلمان رساندم مستاصل و درمانده و بی پول و ناتوان از تکلم به زبان های خارجی مانده بودم چه کنم که فریدون به یاری ام شتافت و مرا در خانه اش اسکان داد و بعد مدتی دوندگی کار مهاجرت من به آمریکا را ردیف کرد .

فرخزاد به خاطر از دست دادن دخترک خردسالش نسبت به سرنوشت کودکان بسیار حساس شده بود و هرماه پس از دریافت حق الزحمه اش از تلویزیون مقادیری لباس کودک و اسباب بازی و مواد غذایی تهیه می کرد و به محلات فقیر نشین و فراموش شده آن زمان تهران می برد و بین کودکان خانواده های فقیر تقسیم می کرد ، حتی من که چند باری با او همراه بودم شاهد هستم با مهربانی در همان کوچه های خاک آلود می ایستاد و بچه ها را که در گردش حلقه زده بودند با خواندن ترانه ها و اشعار کودکانه شاد می کرد .

این هنرمند برجسته ایرانی در شانزده مرداد ماه سال هفتاد و یک به طرز ناجوانمردانه ای با ضربات متعدد کارد آشپزخانه در آپارتمان مسکونی اش در شهر ” بن ” آلمان به قتل رسید و قاتلان گوش ها و بینی او را نیز با قساوت و سنگدلی تمام بریدند و متواری شدند .
در اینجا هم فریدون قربانی مهربانی و نوع دوستی خود شده بود . قاتلان با تماس تلفنی خود را جوانان آواره ایرانی که نیاز به کمک و راهنمایی برای اخذ پناهندگی دارند معرفی کرده و برای ملاقات فریدون به محل اقامت او رفته بودند !
( شرح این هجران و این خون جگر / این زمان بگذار تا روز دگر ! )

فریدون فرخزاد، به جز مدرک دکترای علوم سیاسی، شاعر، نویسنده، برنامه پرداز، هنرپیشه، خواننده و مبتکر چندین برنامه تلویزیونی، از جمله برنامه موفق «میخک نقره‌ای» در ایران بود که تعداد زیادی از هنرمندان کنونی و مشهور ایران را به مردم معرفی نمود که ستار، ابی، مرتضی، شهره و شهرام صولتی، لیلا فروهر، نوش آفرین، روحی ساوجی، سعید محمدی و ثلی از جمله آنان می باشند.
به تائید تمامی منتقدین هنری فریدون فرخزاد در زمان خود بهترین مجری ( شومن ) برنامه های سرگرم کننده تلویزیونی بود که با نوآوری می کوشید شیوه ویژه خود را در برنامه سازی و اجراهای تلویزیونی داشته باشد. بخش هایی از شعر ترانه های او به کارهای سیاسی ادبی روز اروپایی شباهت داشت و در لابلای تکه های سرگرم کننده انتقاد هایی از سیاست های روز را می گنجانید و به همین خاطر ساواک شاه جلوی کار او را در تلویزیون ملی ایران گرفت و پس از مدت ها با تلاش مهندس رضا قطبی مدیرعامل تلویزیون ( پسر دایی فرح پهلوی ) فرخزاد مجددا به تلویزیون بازگشت .
فرخزاد در رابطه با مجری گریش در تلویزیون گفته است : ” همیشه سعی می کنم مردم را در یک برنامه سه ساعته تلویزیونی که پر از خنده و شوخی و آواز و رقص است متوجه مطالبی بکنم که ارزش دارد بر روی آن ها فکر بشود.”

20621878_1724288421209950_9195342563883074308_n

او در سال۱۳۵۰ در فیلم دلهای بی آرام، به کارگردانی اسماعیل ریاحی و بازی ایرج قادری و شهلا ریاحی نیز ایفای نقش کرد.

فرخزاد در زمینه موسیقی نیز فعالیت داشت و ملودی های روز غربی را در پیوند با شعر فارسی می خواند مثل “آداجیو” و یا ” آیا برامس را دوست دارید؟” و گاه ترانه هایی مثل “آواز خوان، نه آواز” و “شهر من تهران” را خود می ساخت.آلبوم های موسیقی زیادی نظیر کسی میاید، خاطره یک، شب بود بیابان بود، شهر من، آفتاب می‌شود و آهنگ های طلائی از او منتشر شده است.

فریدون فرخزاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران مدت کوتاهی را در ایران به سر برد ولی چون امکان ادامه فعالیت های هنری را نداشت ابتدا به پاریس و لندن و سپس به شهر لس آنجلس در امریکا مهاجرت کرد.
فرخزاد کتاب : ” در نهایت جمله آغاز است عشق ” ، را در لوس آنجلس منتشر کرد.فرخزاد درباره انتشار کتابش در لس آنجلس می گوید :
“این جا، شهر نیست، جنگل است. شوره زار است، کویر است، مرداب است و بوی تعفن آن جهان را پر کرده است! شاید کتاب من نسیم معطری باشد به مشام جان های خسته از خیانت و جنایت! و خجالت می کشم که چاپ اول کتابم در لس آنجلس منتشر می شود.

فرخزاد پس از مدتی نتوانست در لوس آنجلس دوام بیاورد و به آلمان بازگشت ؛ ابتدا در شهر هامبورگ آلمان و سپس شهر بن، ساکن شد .

فرخزاد پس از انقلاب در فیلم«وین عشق من» در کنار هنرپیشه معروف زن اتریشی، نقش یک مسلمان افراطی را ایفا کرد.

او پس از انقلاب کنسرت های متعددی در شهرهای گوناگون جهان برگزار می کرد.فرخزاد هم چنین به مدت چهار سال، برنامه های رادیویی “سلام همسایه ها” را که برای ایران پخش می شد، تهیه می کرد.آخرین کتاب شعر فرخزاد به نام «من از مردن خسته‌ام» می باشد .
من با فرخزاد در نوشتن مطالب طنز و دیالوگ های برنامه های تلویزیونی وی بطور متناوب همکاری داشتم .
عکسی را که ملاحظه می کنید سال ۱۳۵۴ در استودیو یازده تلویزیون آن زمان از من و فرخزاد گرفته شده است .