۱۲ تن از ۱۹ عضو کابینه جدید فنلاند زن هستند. چرا؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
206

توجه ویژه خانم « سارا مارین » به نقش فزاینده زنان در دنیا، او را وا داشته است؛ که تعداد بیشتر اعضای کابینه خویش را از میان زنان سیاستمدار این کشور برگزیند. وی که جوان ترین نخست وزیر کنونی جهان در کابینه قوه مجریه فعلی کشور فنلاند می باشد. با پرداختن به این امر بی سابقه و بسیار حائز اهمیت، توجه عمیق همگان، به خصوص زنان تمامی ممالک دنیا را به این موضوع برانگیخته است؛ که می بایست از سوی مردم گیتی، به ویژه دوشیزگان و بانوانی، که نسبت به توانائی های مهم و کارآمد خویشتن بی توجه می باشند؛ و متاسفانه بهای چندانی به این امر نمی دهند. توجه زیادی به این مورد بنمایند؛ و با دقت کامل به این نکته بپردازند. تا تعمق کافی در این باره را داشته باشند؛ که میان ایشان، و برگزیده ترین مردان جهان نیز، هیچگاه کم ترین تفاوتی وجود نداشته و از این پس هم نخواهد داشت!

تا که آنها نیز اگر خودشان بخواهند. با گزینش ایده ای که به کارآمدی آن باور دارند. خویشتن را در همان مسیر فعال سازند. تا که عرصه های مشابهی را جهت پیشرفت و ترقی خویش در کل دنیا بپیمایند و به آنان دست یابند. حتی اموری که تا کنون، فقط به مردان گیتی تعلق داشته اند. اما زنان جهان تنها در برخی از آن تجربه ها صاحب تخصص و اندیشه های کارساز بوده و می باشند!

درون اعضای هیات دولت خانم « سارا مارین » نخست وزیر کنونی کشور فنلاند، که فقط بیست و چهار سال سن دارد. تعداد همکاران زن در دولت وی، بیشتر از مردان اعضای کابینه ایشان هستند. این موضوع به چند لحاظ بسیار قابل تعمق و پرسش برانگیز است!

وی کابینه ای ائتلافی، تشکیل شده از چند حزب مختلف را هدایت می کند؛ که چهار تن از رهبران اصلی و مهم آن زن هستند. توجه خاص او در این مورد به اندازه ای است؛ که دوازده تن از نوزده عضو کابینه خانم مارین را، دختران و زنان جوان کشور اش تشکیل می دهند؛ که در باره پیشبرد این سرزمین اروپائی در تمامی زمینه های داخلی و خارجی مربوط به میهن شان، با همدیگر دارای اشتراک اندیشه کافی، و سنخیت کامل فکری، در انتخاب اهداف گوناگون برای پیشرفت های همه جانبه هم میهنان شان می باشند. هدف و آرمان بزرگ این اعضاء نیز چنین است؛ که سرزمین و میهن عزیز خودشان را، بعد از کشور اسپانیا، به عنوان دومین دیاری در دنیا مطرح نموده و به ثبت برسانند؛ که بیش ترین مدیران بسیاری از ادارات، مؤسسات و سازمان های دولتی آن، از میان زن های کارآمد این سرزمین برگزیده شده اند؛ و مشغول انجام دادن وظایف خود در دولت گشور شان می باشند !

هیچ ضرورتی به نگاه کوتاه یا بلندی هم، به چگونگی و امتیازات و برنامه های کارنامه عملی درخشان نخست وزیر جدید فنلاند وجود ندارد. همین که وی با چنین سن کمی توانسته است؛ که پای خودش را، جهت رساندن خویش به این مقام شامخ دولتی در یک کشور اروپائی فراتر بگذارد. این معنا را در بر دارد؛ که او می تواند، نه فقط برای کلیه زنان جهان در سراسر دنیا، بلکه حتی برای مردان در دیگر سرزمین های این گیتی پهناور نیز، نمونه ای بارز و کاملا مهم و قابل توجه و آموختنی باشد. که با گزینش چنین هدف ارزشمندی، که از دوران نوجوانی اش بهای زیادی برای آن قائل بوده، و همه تلاش خویش را، جهت رساندن خودش به چنین مرحله والای سیاسی درون اجتماع این سرزمین به کار گرفته، و با تحمل هرگونه سختی در این مسیر، خویشتن را از بن بست های فراوان زندگی اش، به شاهراه اصلی و ایده آل خویشتن رسانده است. بسیار قابل احترام و دارای اهمیت فراوان است؛ که دیگر دختران و زنان جهان نیز، نه فقط در مسیر سیاست که خواسته و آرمان بزرگ خانم « سارا مارین » نخست وزیر بیست و چهار ساله کنونی کشور فنلاند بوده است. بلکه در دیگر شاهراه های بزرگ و هدایت کننده مسیرهای دیگری، مانند مسائل و مواضع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ……. برسانند. تا که با افتخار، شاهد نتیجه تلاش و پیگیری های مداوم خود، در رساندن خویشتن به چنین مدارج عالی باشند!

از اینرو لازم می دانم که در این مختصر، به خلاصه ای از آن اشاره بکنم.
خانم « سارا مارین » نخست وزیر جدید کشور فنلاند نماینده حزب « سوسیال دموکرات این سرزمین، در دستگاه کنونی حکومت مملکت فنلاند می باشد؛ و پیش از این در سال ۲۰۱۵ نیز، در مقام وزارت حمل و نقل کشور خود قرار داشته است. بدیهی که خانم « مارین » ، جهت رساندن خودش به پایگاه مقام وزارت حمل و نقل در این کشور، به خصوص با سن بسیار جوان خویش هنگام احراز مقام وزارت حمل و نقل در کشور فنلاند، که بدون تردید کوچک تر از سن کنونی او در پایگاه نخست وزیری این سرزمین( بیست و چهار سالگی اش ) ، از پستی و بلندی های فراوانی عبور کرده است. تا که چنین رتبه بزرگی را در زندگی نصیب خویش نماید. صدالبته اگر ایشان به چنین امری توفیق یافته است. دیگر زنان جهان نیز خواهند توانست؛ نه فقط در این حد از پیروزی های اجتماعی، بلکه به بسیاری از نقش آفرینی های مهم تر نیز دست یابند. تا نمونه ای بارز و قابل توجه و مثال زدنی در هر سرزمینی که زندگی می کنند باشند!

جایگاه یک زن واقعی و کاردان، فقط طی نمودن مسیر میان آشپزخانه و سایر قسمت های یک خانه نیست. ایشان می توانند، با بها دادن به سایر استعدادهای زنانه خویش، به خصوص با بهره برداری از نیروی توانمند « دقت زنانه خویش » که طبیعت به آنان ارمغان نموده است. تمامی مرزهای گسترده علم و معرفت را درنوردند؛ و خودشان را به آن مقام و مکانی درون هر جامعه ای که هستند برسانند. تا در میان کلیه افراد اجتماعی که به آن تعلق دارند. نه فقط بین زنان، بلکه در میان مردان جامعه خویش نیز، نقطه عطفی در تمامی پیروزی های اجتماع خویش باشند و به حساب بی آیند!

محترم مومنی

مطلب قبلینیویورک تایمز: اوباما و بوش کشتن سلیمانی را نپذیرفتند اما ترامپ او را شکار کرد
مطلب بعدییادداشت محمود دولت آبادی در سوگ سلیمانی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.