یک گور دسته جمعی قدیمی در منطقه زردواه قطرم در فاصله 46 کیلومتری مرکز شهرستان بافق در استان یزد کشف شد.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد گفت: در حال بررسی و پیگیری موضوع هستیم و به زودی در این باره اطلاع رسانی می شود.

‘فاطمه دانش’ توضیحات بیشتر در این زمینه را به اعزام کارشناسان به منطقه، بررسی موضوع و گزارش این تیم موکول کرد.

طی امروز و روز گذشته برخی از شبکه های اجتماعی از کشف این گور دسته جمعی خبر داده و حتی آثار باقی مانده را به یکی از اقلیت های دینی نسبت داده اند.

روستای قطرم بافق، پنج هزار سال قدمت دارد و به دوره قبل از تمدن کاریزی تخمین زده شده است.
روستاهای قدیمی بافق شامل قطرم، شادکام، باجگان و نهواییه است.

زردواه یا زردو (zardoe) شاید به معنای زرتشت کوچک باشد، در روستای قطرم برای تصغیر اسامی از این عبارت استفاده می شده همانطور که در یزد و بسیاری از جاها برای تصغیر اسامی از حرف ‘ک’ در آخر کلمه استفاده می شده است. 
در اعتقاد زرتشتی ها، مردگان را خاک نمی کردند بلکه در جایی نگهداری می کردند.

زردواه در مکانی با جهت جغرافیایی قرار گرفته که آفتاب و گرمای کمتری به آن می رسد؛ البته در گذشته به بخشی از قبر و لحد نیز زردو گفته می شد.

به گزارش ایرنا؛ مرکز شهرستان 50 هزار نفری بافق در فاصله 110 کیلومتری جنوبشرق یزد قرار دارد.

مقاله قبلینتانیاهو: توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی باید به طور کامل اصلاح یا کاملاً لغو شود
مقاله بعدیعکاسی از حفره‌های یخی در قطب شمال
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.