بر اساس کشفیات دکتر “اریک کندل” علت از دست رفتن حافظه کمبود پروتئین است. محققان می گویند این کشف، به بیمارانی که آلزهایمر، پارکینسون، سکته مغزی ، جنون و ام اس دارند امید بهبودی و معالجه می دهد.

این دانشمند آمریکایی که برنده جایزه نوبل سال 2000 و استاد و محقق اعصاب است، موفق شد فراموشی دائم موش های آزمایشگاهی را علاج کند.

پرفسور بوریه به یلکه، استاد علم سالمندان در بیمارستان دانشگاهی”آکرش هوس” نروژ، می گوید:” کندل، برای تحقیقاتش در زمینه از دست رفتن حافظه، جایزه نوبل دریافت کرده است. کشفیات وی مانند بمبی در جامعه تحقیقاتی جهان صدا کرد.

وی می گوید از دست رفتن حافظه به علت آنچه ما آلزهایمر می دانیم نیست، بلکه کمبود پروتئینی مشخص در مغز است. با این کشف می توانیم بیماران مبتلا به آنچه که آلزهایمر نام گرفته و همچنین دیگر بیمارهای فراموشی و کم حافظگی را با مکمل های پروتئین در مغز معالجه کنیم”.

قرار است متخصصین اعصاب و حافظه در بیمارستان دانشگاهی “آکرش هوس” نروژ گردهم آمده، این کشف مهم را مورد بحث و تبادل نظر قرار دهند.

پرفسور “اریک کندل” متخصص روانپزشکی عصبی است که در سال 2000 برنده جایزه پزشکی به خاطر تحقیقاتش درباره از دست دادن حافظه شد.

وی یک تیم تحقیقاتی را در دانشگاه کلمبیای آمریکا رهبری کرد که موفق شد پروتئین جدیدی در مغز کشف کنند که کمبود آن مستقیما باعث کم شدن یا از بین رفتن حافظه می شود. آنها اسم این پروتئین را “RbAp48” گذاشته اند.

این پرونئین در “هیپوکاموس” مرکز حافظه مغز باید به اندازه کافی وجود داشته باشد تا حافظه کم نشده یا از دست نرود. این محققان ثابت کردند که بیماران سالمند که دچار کم حافظگی بودند، در مغز آنها پروتئین مذکور به مقدار زیادی کم تر از مغزهای عادی است.

در مرحله بعد از این کشف، محققان با تزریق این پروتئین به مغز موش های پیر آزمایشگاهی که کم حافظه شده بودند ، حافظه از دست رفته را به آنها برگرداندند. نتیجه این تحقیقات در 28 ماه اوت سال جاری در نشریه علمی “ساینس ترانزیشنال مدیسین” انتشار یافت.

پروفسور “به یلکه” می گوید:” من هیچ مانعی برای انتقال نتیجه این تحقیق و کشف را به انسان نمی بینم. فکر معالجه از دست دادن حافظه با تزریق پروتئین انقلابی در طب است. به همین ترتیب ممکن خواهد بود که بیماران مبتلا به کم حافظگی و بیماریهای مربوطه را با پروتئین معالجه کرد.

دانشمندان این علم می گویند، این پروتئین فقط در مغز تولید شده و بوجود می آید. باید راهی پیدا کنیم تا آنرا مثل انسولین تولید کرده و به این بیماران تزریق کنیم و برای رسیدن به این مهم بین 10 تا 15 سال وقت لازم است.

این کشف خوشبینی زیادی در مجامع پزشکی و امید برای بیماران بوجود آورده است.

مقاله قبلیچرا مصر نبرد يوم كيپور را برد؟
مقاله بعدیدنیرو به پیشنهاد تهیه‌ یک فیلم موزیکال جواب مثبت داد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.