یک فعال کارگری با اشاره به شکنجه زندانیان کارگری در زندان‌ می‌گوید که دندان‌های افشین اسانلو، فعال کارگری نیز در زندان و در اثر شکنجه شکسته شده بود. از سویی به گفته وی نیروهای امنیتی با برگزاری مراسم ختم افشین اسانلو در مساجد تهران مخالفت کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه؛ شاپور احسانی‌راد، عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در تهران در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه با اشاره شکنجه فعالان کارگری در زندان گفت:” اخبار موثقی مبنی بر شکنجه زندانیان کارگری در زندان‌ها وجود دارد. افشین اسانلو هم پیش از مرگ در زندان، در اثر شکنجه دندان‌هایش شکسته شده بود.”

گفتگو رادیو فرانسه با شاپور احسانی راد، عضو اتحادیه کارگران آزاد ایران در تهران گوش کنید (05:09)

وی همچنین اعلام کرد:” با آنکه در روز تدفین افشین اسانلو اعلام شد که مراسم ختم وی روز چهارشنبه در مسجد ” الجواد” برگزارخواهد شد، اما نیروهای امنیتی نه تنها در این مسجد بلکه در مساجد دیگر هم به خانواده وی اجازه برگزاری مراسم را نداده و خانواده این فعال کارگری مراسم وی را احتمالا به طور خصوصی برگزار خواهند کرد. “

صدای آمریکا نیز در این مورد گزارش داد؛ مراسم تشییع و خاکسپاری افشین اسانلو، فعال حقوق کارگری، روز دوشنبه سوم تیرماه در بهشت زهرای تهران و با حضور نیروهای امنیتی برگزار شد.

 مراسم تشییع جنازه آقای اسانلو در حالی برگزار شد که ماموران امنیتی، پیش از آغاز آن، برخی از اعضای خانواده وی را احضار کرده و خواسته بودند که این مراسم بدون تنش و سر دادن شعارهای سیاسی انجام شود. به خانواده اسانلو اجازه برگزاری مراسم یادبود داده نشده است.

 در این مراسم که گروهی از فعالان کارگری و سیاسی ایران در آن حضور داشتند نیروهای امنیتی از حاضران فیلمبرداری کرده و از شماری از آنها بازجویی کرده اند.

619A5E62-7E07-44E6-9B49-601C540119FC_w640_r1_s_cx0_cy7_cw0

 افشین اسانلو، ۳۰ خرداد پس از سکته در زندان رجایی شهر به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شد و صبح روز جمعه، ۳۱ خرداد در بیمارستان شهید رجایی کرج درگذشت.

سهراب سلیمانی، مدیرکل زندانهای استان تهران هم دلیل مرگ اورا سکته قلبی عنوان کرده است.

 افشین اسانلو پاییز سال 89 بازداشت و به اتهام “اجتماع غیرقانونی و تبانی” به پنج سال زندان محکوم شده بود.

در سالهای اخیر این چندمین مورد از مرگ زندانیان سیاسی در زندانهای ایران است.

 ‌۴۴ نفر از زندانيان سياسی در بند۳۵۰ زندان اوين در نامه‌ای که سایت کلمه آنرا منتشر کرد با اشاره به مرگهای مشابه زندانیان سیاسی در زندان نوشتند که سهل انگاری و بی توجهی مسئولان قضايی و سازمان زندان ها باعث فوت افشين اسانلو شد.

مقاله قبلیارتقای مهارت جراحان مغز بدون تهدید جان بیماران با نرم‌افزار ابداعی دانشمند ایرانی..
مقاله بعدیشباهت کهکشان مارپیچی مسیه با کهکشان راه شیری..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.